صفحات

دیباچه

مادران پارک لاله/اسلو(حامیان مادران عزادار ایران/اسلو)در تاریخ سوم بهمن 1388 در اسلو برای حمایت و همراهی با مادران ایرانی شکل گرفت و تا امروز با همه ی فراز و فرودهای خود و تا روز تحقق خواست مادران پارک لاله در ایران ادامه خواهد یافت

روز جهانی زن، روز همبستگی با مادران داغدار ، روز همبستگی با زنان شجاع در زندان ، روز رهایی زن است

هشتم مارس ،روز جهانی زن, امسال(سه شنبه ۱۷ اسفند) یکصد ساله می شود. مبارزات قشرهای متفاوت مردم بر علیه دیکتاتوری دارد ساخت و چهره دیگری از خاورمیانه را به نمایش می گذارد و آنان که عصر پایان انقلاب ها را فریاد می زدند، امروز چه سرشکسته زمستان را رفته و سیاهیش را بر روی چون ذغال خویش می بینند. زنان خاورمیانه نیز در این میان به امید روزهای بهتر و جهانی برابر به شادی پیروزی نشسته اند، مگر برایشان متحقق گردد!

این در حالی ست که یکصد سال پیش، میلیون ها زن در آلمان به دعوت کلارا زتکین، برای احقاق حق رای، به خیابان ها ریختند و برای به دست آوردن حقوق خود، از هیچ چیز نهراسیدند. سال های سال است که در جاهای دیگر جهان، زنان خود به دست خود آزادی شان را و برابری شان را فرا چنگ آورده اند. چرا که رهایی زنان جز به دست خودشان میسر نیست.

در ایران اما زنان شجاع و توانمند در حالی که زیر سرکوب شدید و فضای خفقان اند و از هیچ چیز نمی هراسند، خیابان ها را به همراه دیگر مردم در می نوردند، اعتراض می کنند و مبارزه می کنند و در دفاع از حقوق بشر و مخالفت با نقض گسترده آن در ایران و برای برابری شان، در گوشه های زندان ها، در بدترین شرایط غیر انسانی، با حکم های صادر شده از طرف دادگاه های نمایشی و فرمایشی ، بهترین سال های زندگی خود را سپری می کنند.

زنان و مادرانی چون:
زینب جلالیان - بهاره هدايت- عالیه اقدام دوست- مهديه گلرو- عاطفه نبوی-صهبا رضوانی- منيژه نصراللهی- سوسن تبيانيان - فرح واضحان- معصومه ياوری- نازيلا دشتی-زهرا جباری- کفايت ملک محمدی- ريحانه حاج ابراهيم دباغ-عذرالسادات قاضی ميرسعيد- پروين جواد زاده- فاطمه خرم جو- هنگامه شهيدی- مهسا رحمتی-نسرین ستوده –روناک صفارزاده-شبنم مددزاده، نازنین خسروانی- زلیخا موسوی و صدها و هزاران زندانی زنی که تنها به دلیل قوانین تبعیض آمیز، آزادی شان و حقوق شان پایمال شده و به نحوی قربانی فضای موجود شده اند و تاوان ناتوانی و ضعف قانونی، عملی و اندیشگانی حکومت را پرداخته اند.

روز جهانی زن یکصد ساله می شود، اما در سر زمین ما، مادران هر روز داغدار می شوند و حکومت با بی رحمی تمام بر این زنان ستم را دو چندان می کند که غم زمانه خورند یا فراق یار کشند؟

مادرانی چون مادران تمام جانباختگان در دهه شصت ،مادران خاوران، مادرانی چون مادران ندا و سهراب، مادران کشته شدگان قیام های متفاوت سی و دوسال اخیر بر علیه دیکتاتوری، مادران کرد و ملیت های متفاوت تحت ستم و حتا به تازگی مادران" صانع ژاله"، "امیر حسین تهرانچی"، "محمد مختاری" و "حامد نورمحمدی". آری در این سرزمین هر روز فرزندی جان به کف گرفته و خونش خیابان را رنگین می سازد اما حکومت بر گورهای دسته جمعی و دفن شدگان بی نشان قدیم ، مزارهای خالی و اجساد تحویل نشده به خانواده ها را اضافه می گرداند.

امروز ما مادران و مادربزرگ ها که در سال 57 به خیابان ها آمدیم و تمامی وجود خود و فرزندان مان را برای تحقق آزادی و عدالت و برابری نثار کردیم ولی چیزی جز ظلم و بیداد و فساد و تباهی به دست نیاوردیم، حاضریم با عصا و واکر و ویلچیر به خیابان ها بیاییم و از شرف انسانی و حقوق پایمال شده خود و فرزندان مان حمایت کنیم.
 تا امروز در این پهنه که خاورمیانه اش نامیده اند جز ستم و نابرابری بر زنان نرفته است و دردشان همیشه مضاعف بوده است. با پیروزی هر قیامی در هرجای منطقه، ترس فراموشی خواسته هایشان از سوی حاکمین جدید و یا مدعیان حاکمیت سراسر وجودشان را فراگرفته و این نیمی از جمعیت را می هراساند.

در آستانه یکصدمین سالروز جهانی زن، هشتم مارس، ما مادران پارک لاله و حامیان ، از تمام جنبش های مترقی ایران و خاورمیانه می خواهیم، دست در دست هم نهند و اعلام می کنیم که از مطالبات مان به عنوان بخشی از زنان جامعه، حتا یک قدم هم عقب نخواهیم نشست و در این راه هم چنان که پیش از این ، از این به بعد هم خواهیم ایستاد و علاوه بر آن بر خواسته های مادرانه مان برای داشتن جهانی آرام و بهتر برای خود و فرزندانمان پای فشرده و با تمام فرزندان زندانی مان همبستگی و همراهی مان را اعلام می کنیم.

همراه با شما یکصدا فریا می زنیم :
مطالبات زنان و برابری زنان و مردان در همه اشکال اقتصادی، اجتماعی و حقوقی را خواستاریم
لغو کلی حکم اعدام و سنگسار و شکنجه و حذف آن ها از قوانین مجازات را می خواهیم.
خواستار آزادی بی قید شرط تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی اعم از زن و مرد هستیم
خواهان محاکمه، دادرسی عادلانه در فضای آزاد و مجازات عاملین و آمران کشتارهای سی و دو سال اخیر در دادگاه های مردمی هستیم.
 


مادران عزادار ایران ( مادران پارک لاله )
حامیان مادران پارک لاله ایران-اسلو
حامیان مادران پارک لاله ایران -ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله ایران-دورتموند
حامیان مادران پارک لاله ایران-فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله ایران-کلن
حامیان مادران پارک لاله ایران-لندن
حامیان مادران پارک لاله-لوس آنجلس - ولی
حامیان مادران پارک لاله-وین
حامیان مادران پارک لاله ایران-هامبورگ

حکیمه جان آزادی ات مبارک

وقتی که خسته از بیرون رسیدم تا نفسی تازه کنم و گزارش تجمع را بنویسم خبردار شدم که حکیمه ساعت 5 -10اسفند آزاد می شود.لباسهایم را که نیمه از تن در آورده بودم دوباره به تن کردم و براه افتادم سمت اوین.
باز مثل زمستان پارسال در هوای سرد منطقه اوین و زیر دیوار پل اوین آتش روشن کرده بودند و سرخی و گرمای آتش دودش را که باعث آزار چشمها بود به نظر زیبا نشان می داد که بطرف آسمان آزادانه در حرکت بود و فریاد می زد:
آزادی
آزادی
یاد مسافرکشهایی افتادیم که از هر مسیری آزادانه فریاد می زنند آزادی و کسی دستگیرشان نمی کند ولی اگر همان مسافرکش ماشینش را خاموش کند و در تجمع حاضر شود و فریاد بزند آزادی دستگیر و حبس و بند و زندان و بازجو و اعتراف و گاهی اوقات اگر مسافرکش بیشتر از یک معترض باشد شکنجه هم خواهد شد.
دنبال چهره آشنای دوستان در جلوی درب اوین می گشتم و کسی را نمی دیدم.
پرس و جو شروع شد.
وقتی سوال می کنی چند نفری نزدیکت می شوند و گوش می گذارند تا حرفها را بشنوند و اینها معمولا ماموران مخبر هستند برای شناسایی.
از چند نفر سوال کردم آیا در طول مدتی که اینجا بودید زن هم آزاد شد؟
و کسی ندیده بود زنی آزاد شود.
سرما آزارم داد و برگشتم در ماشین.
زنی از در اوین بیرون آمد و بر روی پله ها ایستاد. لاغر و استخوانی و بلند بود ولی حکیمه نبود. با سرعت از ماشین پریدم بیرون. زنی دیگر با کوله بار از در اوین خارج شد. پشت سرش باز زن. باز زن.
در حکومت اسلامی این همه زن مجرم. این همه زنی که از فرط بیکاری دچار ورشکستگی اقتصادی شده بودند. در کنار چند نفر دیگر ایستادم و از آنها سوال کردم:
اینها اولین گروه آزاد شدگان هستند ویکی از آنها گفت:
نه از ساعت 3 چند نفر آزاد شدند.
مشخصات حکیمه را دادم و گفت بله یه خانم ریز میزه لاغر عینکی از زندان ساعت 3 آزاد شد.
چقدر خوشحال شدم. ولی تا جایی که می دانستم حکیمه عینکی نبود.
باز چند ساعت زودتر هم از آن در لعنتی که همه هویت و آزادیت را از تو می گیرد بیرون بیایی چند ساعت است. خوشحال بودم که آزاد شد.
همه نگران بودیم که چرا اینقدر طولانی شد بازداشت حکیمه.
از فرصت استفاده کرده ساعتی در کنار خانواده های زندانیان ایستادم.
نوبت به دخترکان و زنان آزاده میهنم رسید که آزاد شوند.
دخترکان جوان و شادی که برای اعتراض 25بهمن آمده بودند و دستگیر و بازداشت شده بودند و با وثیقه آزاد می شدند.
دخترکی جوان حدود 20ساله به محض بیرون آمدن از آن در طوسی فریاد کشید و پدرش را صدا کرد و پله ها را با سرعت به پایین آمد و خود را در آغوش پدر پنهان کرد.
دو هفته برایش قرنی بود در دوری از پدر.
چه کسی معنای این احساسات را می فهمد.
لعنت بر همه آنهایی که عزیزان را از هم دور می کنند به صرف اندیشدن.
در تماس تلفنی با دوستان آنها گفتند که حکیمه ساعت 3 آزاد شد و خانواده اش که اتفاقی زودتر از بقیه آمده بودند او را به خانه برده.
حکیمه دوش گرفته و دوباره ساعتی بعد که می دانست دوستان برای آزادیش می آیند به جلوی اوین آمد.
دوستان می گفتند او بسیار محکم و با روحیه بوده و بسیار به همه روحیه داده.
حکیمه همیشه پر جنب و جوش بود.
سرزنده و محکم.
او آنطور که دوست داشت در مقابل بازجوها ایستادگی کرد.
آزادیش مبارکش باشد.
آزادیت مبارک حکیمه.

0

برای مادر بهکیش

تقدیم به مقاوم ترین مادر داغدار ایران، مادر بهکیش

دیروز جشن نود سالگی تو بود. چه با وقار و محکم با چرخت راه می رفتی و به مهمانان خوش آمد می گفتی. فرزندانت کیک تولدت را کتاب انتخاب کرده بودند و چه زیبا انتخابی بود. کتابی که بیشترین صفحاتش خوانده شده و شیرینی آن مهمانان را خوش آمد.

مادر! بخشی از کتاب زندگی ات، یعنی سال های کودکی و جوانی تو در کنار پدر و مادر مهربان و همسر و فرزندان نازنین ات چه خوب بوده، ولی دوران میان سالی و سالمندی ات سرشار از رنج و محنت بوده. مادر! روزگاری، ماکسیم گورکی کتاب مادر را نوشت، کتابی که سال ها میلیونها جوان آن را خواندند و تحسین کردند، ولی افسوس که من حتی توان نوشتن انشایی را ندارم، ولی قامت چون سرو تو که ایستادگی را به ما می آموزد، مرا بر آن داشت تا چند خطی برایت بنویسم.

از روزی که برای اولین بار تو را دیدم، از خود پرسیدم آیا گوشه ای از تحمل و استواری او را خواهم داشت؟ او که پنج سرو آزاده را از دست داد ولی چون سرو ایستاده و گذر زمان را تماشا می کند و ایستادگی می آموزد. مادر لاله های تو با خون خود دشت آزادی را آب یاری کردند. تو مادری والا در میان مادران هستی.

اگر کمی به عقب برگردیم و سال های اول انقلاب را مرور کنیم، به خاطر می آوریم مادری را که فرزند برومندش را فقط برای اختلاف عقیده با خودش، با دست خود به جوخه اعدام سپرد و مادر طریق الاسلام نام گرفت. او در مقابل دوربین لبخند پیروزی زد و شاد بود که بهشت را خریده است. او با دست خود جگرگوشه اش را به زمین انداخت تا به بهشت رود. ولی تو مادر با فرزندان فدایی ات، لاله های وطنم را آب یاری کردی و من به جرئت می دانم که اگر بهشتی در کار باشد، از برای توست. امروز شاید مادر طریق الاسلام زنده نباشد، چون شنیده ام در سال های بعد مشکل روانی پیدا کرد، ولی تو چون نگینی در میان مادران می درخشی.

مادر! من بر دستانت بوسه می زنم. ما را دعا کن تا برای قدردانی از سروهای چمن ات، مانند تو محکم باشیم، تا بتوانیم از شش سرو تو و گلهای زندگی ات و تمام سروقامتانی که ایستاده مردند و خون سرخشان در راه آزادی ریخته شد را پاسداری کنیم.

درود بی کران من و تمامی فرزندان ایران، نثار تو باد!

0

گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله اسلو شنبه ۲۶ فو ریه ۲۰۱۱








این گردهمائی با شرکت تعدادی از عزیزان در هوایی برفی و سرد برگزار گردید
حامیان عزیز خواستار شکستن حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی شدند و همدل با مردم عزیز مان در روز ۱۰ اسفند صدای آزادی و رهایی را تنین انداز میکنند.
و جنبش ازدی خواهی ملت عزیز مان را حمایت میکنیم.

حامیان مادران پارک لاله اسلو

گزارش زنان ایرانی شرکت کننده در نشست سی اس دبلیو

سومین روز از اجلاس پنجاه و پنجم کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد است، نمایندگان دولت ها و گروه های دولتی حاضر شده اند تا به شرح اقدامات خود در ارتباط با آموزش، تکنولوژی و اشتغال بپردازند. هر نماینده تنها 10 دقیقه فرصت دارد تا بیانیه خود را قرائت کند. سازمان های غیردولتی یا همراهان هیئت های دولتی کنار سالن در پشت صندلی دولت ها نشسته اند. جمعیت زیادی نیز در حال رفت و آمدند. روی میزی که در ابتدای درب ورودی قرار دارد، مملو از نسخه گزارش ها و متن سخنرانی هاست.
لیست سخنرانان بر روی دیوار در همان ابتدای ورود به سالن زده شده است. نام ایران هم در میان قرائت کنندگان بیانیه قرار دارد. فاطمه آجرلو ، نماینده مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از ایران سخنرانی می کند. گزارش دولت ایران را پیدا نکردم اما منتظر شدم تا نماینده ایران سخنرانی کند.
استرالیا، ایسلند، سوئد، کانادا، ایتالیا، مالزی و زیمباوه بیانیه های خود را قرائت می کنند که به بخش های مهمی از بیانیه برخی از آنها اشاره می کنمhttp://iranianwomencsw.blogspot.com/

کنفرانس مطبوعاتی مادران پارک لاله در رم

مادران سیاهپوش و خانه زنان ایتالیا در اقدامی جهت پشتیبانی مادران پارک لاله ایران (مادران عزادار)اقدام به برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی خواهند کرد.این کنفرانس که به منظور گسترش صدای دادخواهی مادران پارک لاله  و در اعترا ض به نقض فاحش حقوق بشر در ایران و در همبستگی جمعیت های زنان مدافع صلح و آزادی در جهان با این مادران خواهد بود، روز جمعه 25 فوریه در شهر رم برگزار خواهد شد.

کنفرانس مطبوعاتی فوق با حضور خبرنگاران رسانه های محلی و بین المللی و هم چنین با شرکت :
خانم لوییزا مورگانتینی معاون سابق پارلمان اروپا، از بنیان گذاران گروه زنان سیاه پوش ایتالیاوکاندیدای جایزه صلح نوبل ۲۰۰۵
خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳( از طریق ویدیو کنفرانس )
صبری نجفی، نماینده حامیان مادران پارک لاله - ایتالیا
و هم چنین با شرکت تلفنی مادران پارک لاله از ایران
و حضور جمعی از حامیان مادران پارک لاله در اروپا همراه خواهد بود.

همچنین بعد از اتمام کنفرانس مطبوعاتی، حامیان مادران پارک لاله، اکسیون اعترا ضی هفتگی خود را در یکی از میدان های بزرگ شهر رم از ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار خواهند کرد.

0

Nobel Laureate Shirin Ebadi and Rights Groups Demand Moratorium on Executions

Print


(Paris, 14 February 2011) – Other nations and the UN should speak out against a wave of executions in Iran, the Nobel Peace Laureate Shirin Ebadi and six human rights organizations said today. Shirin Ebadi and the human rights groups called on the Iranian Judiciary and Parliament to institute an immediate moratorium on all executions.
At least 86 people have been executed since the start of 2011, according to information received by the six organizations. The groups are Amnesty International, Human Rights Watch, Reporters without Borders, the International Campaign for Human Rights in Iran, the International Federation for Human Rights, and its affiliate, the Iranian League for the Defence of Human Rights. At least eight of those executed in January were political prisoners, convicted of “enmity against God” (moharebeh) for participating in demonstrations, or for their alleged links to opposition groups.
“The Iranian authorities have shown that they are no longer content to repress those contesting the re-election of Mahmoud Ahmadinejad by arresting and convicting them – they have shown they will now resort to execution,” Shirin Ebadi said.
“They are using the familiar tactic of carrying out political executions at the same time as mass executions of prisoners convicted of criminal offences. These executions may increase if the world is silent,” she added.
The increase in executions follows the entry into force in late December 2010 of an amended anti-narcotics law, drafted by the Expediency Council and approved by Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei. Officials have also vowed to step up enforcement measures against drug trafficking. Sixty-seven of those executed in January had been convicted of drug trafficking.  The true number of executions may be even higher, the groups said, as there are credible reports that some executions that are not officially announced are taking place in prisons.
Another prisoner executed in January was Zahra Bahrami, who had dual Dutch-Iranian nationality. The prosecutor’s office charged her with drug possession and trafficking after she had been arrested for participating in a post-election demonstration. Zahra Bahrami had no right to an appeal, as her death sentence was confirmed by the Prosecutor General’s office.  Despite the intervention of the Dutch authorities and calls by the European Union not to execute her, authorities executed her without warning. They did not allow her to meet with her lawyer or provide the legally required 48 hour notice prior to her execution.
“The authorities have for years arrested and tried their opponents on politically motivated criminal charges such as possession of alcohol or drugs and illegal possession of arms,” Shirin Ebadi said. “They have imprisoned lawyers and journalists, some of them my colleagues, on such trumped-up charges. Given the sharp rise in executions, the lack of transparency in the Iranian judicial system and recent changes in the narcotics law, there is a great danger that authorities will use ordinary criminal charges to sentence opponents to death.”
The recent executions also raise fears for the lives of two men, Saeed Malekpour and Vahid Asghari, believed to have been sentenced to death by Revolutionary Courts following separate unfair trials in which they were accused of “spreading corruption on earth.”
On January 30, the Tehran Prosecutor, Abbas Ja’fari Dowlatabadi, announced that the death sentences of two unnamed “administrators of obscene websites” had been sent to the Supreme Court for review. Human rights activists in Iran believe that he was referring to Saeed Malekpour and Vahid Asghari.
Saeed Malekpour, a 35-year-old web designer and permanent resident of Canada, was sentenced to death at the end of November 2010 for creating “pornographic” internet sites and “insulting the sanctity of Islam”. Prior to his arrest during a family visit to Iran in 2008, he had created a programme enabling the user to upload photos.  That programme had then been used to post pornographic images, which he said had happened without his knowledge. He is alleged to have been tortured while being held for more than a year in solitary confinement in Evin Prison.
Vahid Asghari, a 24-year-old information technology student enrolled at a university in India, has also been detained since 2008 and reportedly tortured.  He is believed to have been tried in late 2010, but the verdict has never been officially announced.
There is also concern surrounding the case of Yousef Nadarkhani. Authorities arrested Yousef Nadarkhani, a pastor in a 400-member church in northern Iran, in October 2009. He was sentenced to death in September 2010 for “apostasy from Islam”, despite the fact that no such crime currently exists under Iran’s penal code. His sentence is currently under appeal before the Supreme Court.
On January 26 authorities announced that Sayed Ali Gharabat had been executed for “spreading corruption” and “apostasy” in Karoun Prison, Ahvaz, after he, according to authorities, falsely claimed to have communicated with the Twelfth Imam. Twelver Shi’a Muslims believe that the Twelfth Imam is currently in hiding and will return to earth to bring about justice.
Freedom of religion and belief is guaranteed by the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), of which Iran is a state party. The covenant includes the right to change one’s religion.
Iran executes more people than any country other than China. The hundreds, if not thousands, of prisoners currently on death row may include more than 140 who were under the age of 18 at the time they allegedly committed their offence. International law prohibits the execution of persons for offences that they committed while under 18.
To put an end to this killing spree, other nations  should demand that  Iran immediately end these executions and respect its obligations under international law, Shirin Ebadi and the six human rights organizations said.
Iran has made consistent efforts to obstruct scrutiny of the situation in the country by international human rights mechanisms over the past five years. In light of that record, Shirin Ebadi and the organizations called on other nations to take advantage of the forthcoming session of the Human Rights Council to appoint a special envoy of the UN Secretary-General with a mandate to investigate and report on human rights conditions in Iran.
Background
Since 1979, Iran has executed thousands of men, women and even children for a variety of alleged offences.
Article 6 (2) of the ICCPR states: “In countries which have not abolished the death penalty, sentence of death may be imposed only for the most serious crimes in accordance with the law in force at the time of the commission of the crime and not contrary to the provisions of the present Covenant and to the Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide. This penalty can only be carried out pursuant to a final judgement rendered by a competent court.”
Iran has never signed the Second Optional Protocol to the ICCPR, aiming at the abolition of the death penalty, and has voted against successive resolutions by the UN General Assembly calling for a moratorium on the use of the death penalty, most recently in December.
Human rights organizations, including the six who have joined this statement, have documented numerous human rights abuses during detention and trials. These violations include psychological and physical pressure, amounting to torture, to force prisoners to “confess” to alleged crimes, the use of extended solitary confinement, and lack of access to lawyers.
In addition, the Revolutionary Courts hold most of their trials behind closed doors, despite a requirement under Article 168 of the Iranian Constitution that trials for “political” and “press” offences should be open.
In many cases, such as Zahra Bahrami’s, lawyers of those sentenced to death are informed of their clients’ executions only after they have taken place, despite the legal requirement for 48 hours’ notice.
  •