صفحات

دیباچه

مادران پارک لاله/اسلو(حامیان مادران عزادار ایران/اسلو)در تاریخ سوم بهمن 1388 در اسلو برای حمایت و همراهی با مادران ایرانی شکل گرفت و تا امروز با همه ی فراز و فرودهای خود و تا روز تحقق خواست مادران پارک لاله در ایران ادامه خواهد یافت

نامه اعتراضی مادران به احکام صادره

در اعتراض به این بی عدالتی با ما همراه شوید!


مردم شریف و آزاده ایران!
سازمان ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری و فعالان سیاسی- مدنی
در اعتراض به این بی عدالتی با ما همراه شوید!
به دنبال اعتراض مادران پارک لاله به سی و سه سال کشتار و جنایت جمهوری اسلامی و همدردی با مادران داغدار؛ فشار، تهدید، بازداشت و صدور حکم های سنگین زندان ادامه دارد. حکومت اسلامی با این حکم های پیاپی زندان برای مادران پارک لاله، درجه بالای نقض حقوق بشر و سلب آزادی و بی عدالتی خود را به شکلی آشکار به نمایش گذارده است.
هنوز از حکم های صادره برای ژیلا کرم زاده مکوندی، لیلا سیف اللهی، نادر احسنی، ام البنین ابراهیمی، ژیلا مهدویان، مریم نجفی و منصوره بهکیش نگذشته است که خبردار شدیم برای سه تن دیگر به نام های حکیمه شکری، ندا مستقیمی و آقای رمضانی(پدر رامین رمضانی که در سال 88 در خیابان کشته شد) و فردی دیگری به نام سید محمد ابراهیمی به اتهام همکاری با مادران پارک لاله حکم زندان صادر کرده است.
احکام ژیلا کرم زاده مکوندی، لیلا سیف اللهی و نادر احسنی در دادگاه تجدید نظر تایید شده است. ژیلا کرم زاده از 6 دیماه 1390 در زندان اوین در حال گذراندن حکم خود می باشد و احکام سایر مادران پارک لاله در مرحله دادگاه بدوی است.
ما مادران پارک لاله شدیداً نگران وضعیت موجود هستیم، تا به کجا این بی عدالتی ها می خواهد ادامه یابد و سکوت کنیم. هر روز شاهدیم که فشار بر مادران و خانواده های جان باختگان و حامیان آنها سخت تر و سخت تر می شود که حتی همدردی با مادران و خانواده های داغدار نیز جرم محسوب می شود.
ما می خواهیم بدانیم:
چرا اعتراض به نقض حقوق بشر جرم محسوب می شود؟
چرا در کشور ما ایران، انسان ها حق آزادی بیان و اندیشه ندارند؟
چرا همدردی با انسان های آسیب دیده و داغدار جرم محسوب می شود؟
چرا تلاش برای کسب اولیه ترین خواسته های انسانی جرم محسوب می شود؟
چرا حتی وکلا حق دفاع حقوقی از موکل خود را ندارند و مجرم محسوب می شوند؟
ما مادران پارک لاله ضمن تاکید بر سه خواسته اصلی و همیشگی خود؛ لغو مجازات اعدام، آزادی تمامی زندانیان سیاسی- عقیدتی، محاکمه آمران و عاملان تمامی جنایت های حکومت اسلامی، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط ژیلا کرم زاده مکوندی و لغو تمامی احکام صادره برای مادران پارک لاله هستیم.
ما از تمامی انسان های آزادی خواه، حق طلب و شریف ایران و سراسر دنیا و نهادها و سازمان های حقوق بشری و فعالان سیاسی- مدنی می خواهیم که با نوشتن نامه های اعتراضی و ذکر این بی عدالتی ها یا به هر روشی که می توانند، به این احکام ناعادلانه و ضد بشری شدیداً اعتراض کنند.
مادران پارک لاله ایران
26 اردیبهشت 1391
ابراهیم زاده ربابه- ابراهیمی ام البنین- ابراهیمی امید- ابراهیمی امیرفرشاد- ابراهیمی بابک- ابراهیمی پوران- ابراهیمی زهرا- ابراهیمی طلعت- ابراهیمی علی- اجلالی بابک- احسنی نادر-احمدی جواد- احمدی زهرا- احمدی ژیلا- احمدی شروین- احمدی عبدالرضا- احمدی علی- احمدی مریم- احمدی نوید- اخوت شهرزاد- ادبایی احسان- ارس کمال- ارغوانی ناهید- اسدالهی میشکا- اسدی حسین- اسود فرشاد- اشکان فرید- اغنمی رضا- افتخاری بیژن- افروزی بایز- افشاری مریم- افطسی کوروش- افکاری پروانه- اقبالی اقبال- اکبری سیما- اکبری فرجام- اکبری معصومه- امامی بهرام- امان الهی مریم- امیدی سیاوش- امیرخانلو ربابه- امیرسلیمانی زینب- امیری ثریا- امیری رضا- امیری مهتاب- امینی آسیه- امینی بهمن- امینی ونداد- انزلی شاهین- انصاری شیرین- انصاری وجیهه- انصاری هایده- انواری شمسی- انواری عاسف- انواری عاطف- اهری مریم- ایران دوست مازیار- ایرانی شعله- ایزدی سوسن- ایزدیار طاهره- ایمانی اسرا- آزاد احمد- آزاد آینده- آزاد سام- آزاد ایرانی امید- آقاپور یزدان- آقامیری سوسو- آقامیری سیدحسن- آل احمد محمد- بابایی جمشید- بادپا شهلا- بارور ناهید - باقری اشکان- باقری حجت- باقری لیلا- باقری هدیه- باقری یاسر- باوقار مهدی- بختیاری سیما- بختیاری هادی- بدیهیان هما- بدیهی نژاد شیوا- برادران منیره- برزو اصغر- برعاقانی فاطمه- برومند آرش- بریالی جمیله- بزرگی یلدا- بستجانی عشرت- بستجانی عفت- بستجانی فرزین- بستجانی فریبا- بلنس بترا- بنیان پگاه- بوسنجانی محمدحسن- بوسنجانی محیا- بهادر فاطمه- بهاردوست شهلا - بهداد سهراب- بهرام پیروز- بهرامی عصمت- بهرامی لادن- بهرامی وارش- بهرنگ عرفان- بهروزی جلال- بهروزی ژاله- بهساز زینت- بهکیش جعفر- بهکیش منصوره- بهگر حسن- بوداغی وریا- بیگدلی اعظم- پاپاستاتی بونیتا- پارسا میثاق- پاشایی تورج- پدرام فر خسرو- پدرام فر راحیل- پراکند مهناز- پرتوی بهرام- پرهیزی سهیل- پریشان ناهید- پگاهی مهشید- پناهی مهشید- پوپک- پورآقایی سپیده- پورآقایی سودابه- پورحیدر شهناز- پورعابدی پوریا- پورنقوی علی- پویان راد شهریار- پوینده بیتا- پهلوانی علیرضا- پیام- پیرزاده بیژن– پیرزاده عسل- پیروی مهراوه- پیرهادی ایران- تارخ علی- ترابی محمد- ترمسی شیدا- تقوی احمد- توفیقی سمیه- تهرانی تونی- ج الهام- جزنی میهن- جعفری جواد- جعفری حسن- جعفری ساناز- جعفری سمانه- جعفری سهند- جعفری طاهره- جعفری کمند- جعفری معصومه- جلالی نیره(مادر بهکیش)- جلیلوند اسماعیل- جمال دینی حسین- جمشیدی خسرو- جوادی اکرم- جوادی صادق- جوان محمد- جواهری جواد- جورابچی حوریه- جورابچی شادی- چاوشین محمد- حبیب منصوره- حبیبی شروین- حسن نژاد الهه- حسن نژاد بهمن- حسن نژاد زهرا- حسن نژاد زهره- حسن نژاد عبداله- حسن نژاد قاسم- حسین پناهی امجد- حسین پناهی رفیق- حسین پور رخشنده- حسین زاده زهرا- حسینی احمد- حسینی زهرا- حسینی نادره- حسینی نازی- حشمت بهروز- حکمت شعار مریم - حمیدی حمید- حمیدی مصطفی- حمیدی نسرین- حیدری آرام- خادملو فاطمه- خدابنده حمیده- خدابنده سروش- خدابنده سیامک- خدابنده سیاوش- خدابنده سیروس- خدابنده معصومه- خداوند بنده- خدیو امیر- خرازی مهدی- خسروشاهی آزاده- خسروشاهی اکبر- خسروشاهی یاور- خسروی خسرو- خلفی فیروزه(همسر حسام یگانه)- خلیلیان خشایار- خوانساری شهناز- خواهشی معزز(همسر کمال الدین پاکدل)- خویی طیبه- دادگر امیر- دادگر حسین- دادگر سهراب- دادگر سیروس- دادگر علی- دانیالی فرزانه- دانیالی فرشته- داورپناه پرویز- درویش پور مهرداد- دلفی فرزاد- دوانی علی- ده کردی محمد- ذاکرزاده مهین- راجی فرزانه- راد پروانه- رادفر توران- رادفر زری- رازقی کامران- رازی یزدان- رئوفی کامل- رئیسی آرش- رئیسی آرمان- رئیسی بابک- رئیسی پرهام- رئیسی پیمان- رئیسی سوری- رئیسی سوسن- رئیسی سهراب- رئیسی سهیلا- رئیسی کاوه- رتبه ای شبنم- رحمان زاده بهاره- رحمان زاده شکوفه- رحمان زاده محمد- رحمانی آذر- رحیمیان عباس- رستمی جلال- رسولی منیژه- رشیدی بهناز- رشیدی سروش- رضا- رضایتی پوران- رضایی داریوش- رضایی فاطمه- رضایی فرهنگ- رضایی یما منیر- رضایی یما مهری- رضوی رسول- رفسنجانی حسین- رفیعی زهرا- رمضان پور خدیجه- رمضانی طاهره- رنجبر ملکه- روستائی فریبا- روشن حمید- روشنگر مهرداد- رهنما محسن- رییسی فرشته- ریاحی امین- زارع ابراهیم- زارع پیمانه- زارع سهند- زربخش قدرت الله- زمانی محمد- زیدی پیام- زینالی اکبر- زینالی طاها- ساجدی سیدحنیف- سادات سارا- سالاری نرگس- سالک محمد- سپهری اتابک- ستایش گر جاوید- سروری ساره- سعیدپور مهدی- سکینه- سلطانی سورنا- سلطانی- سلطانی فرخ- سلطانی مائده- سوری ساره- سهلی محمود- سیستانی ساحل- سیف اللهی لیلا- سیفنی مرضیه- سیفی ملیکا- سینا بیژن- شاه سیاه حمید- شب افروز مسعود- شب بویی علی- شجاعی منصوره- شعبانی ناصر- شکرائی الاهه- شکری الیپ- شکری ایرج- شکری بابک- شکری بهاره- شکری بیژن- شکری حکیمه- شکری حمید- شکری ساره- شکری سحر- شکری سمیرا- شکری شقایق- شکری شکوفه- شکری شهاب- شکری صدیقه- شکری عزت- شکری فاطمه- شکری مرتضی- شهاب شهاب- شهریاری افسانه- شیبانی حماد- شیرازی مرتضی- شیرخانی شراره- صابری بانو- صادق زهره- صبحی ساجده- صبحی سامان- صداقت فرحناز- صداقت مریم- صدوقی مظاهر- صدیق پور سوفیا- صفایی جمیله- صمیمی نیلوفر- صیادپور مهدی- صیفی زهرا- ضیا قزوینی فرزاد- طاهری احمد- طاهری پور جمشید- طاهری راد هوده- طلوعی رویا- طیبات نرگس- عبادی شیرین- عباسی کاوس- عباسیان محمدرضا- عبدوس احترام- عبقری سیاوش- عبقری شهلا- عرفانی ریحانه- عرفانی غزال- عزیزی پویا- عزیزی مریم- عزیزی نجمه- عزیزی نرگس- عسگری رضا- عسگری روشنک- عسگری فرنگیس(همسر جلیل جباری)- عسگری مهری- عطاری عبدالوهاب- عطاییان فریبا- عظیما پرناز- عظیما نازی- عظیمی فرد کتایون- علی پور بیجارکنی ارژنگ- علیزاده حمید- عوض پور سانیا- غفاری حمید- غلامی سمیه- فارسی سپیده- فاریابی فرشید- فاطمی ایمان- فان زاندن اولی- فتوتی علی- فتوحی علی- فراهانی سیاوش- فرجی روزبه- فرزانه گلی- فرزین کورش- فرشته(همسر نادر حبیبی)- فرشچی ناهید- فروزی نادر- فروهر پرستو- فرهادی فاطمه- فرهادی منیژه- فرهمند آرمان- فرهودی منیر- فرید سیامک- فلاح ثریا- فولادی فیروزه- قادری فاطمه- قاسمی زهره- قاضی بهمن- قایور سینا - قربانعلی محمد- قریب نواز فریده- قریشی رضا- قلی پور هانیه- قلی زاده کامبیز- قلی زاده کامران- قلی زاده کاوه- قلی زاده کیومرث- قیائی عباس- کارگر رضا- کارگر مجتبی- کارگر مجید- کارگر مرتضی- کارگر مصطفی- کاشفی حمید- کاظمی محترم- کاظمی منیره- کافری حمید- کامل بیگی فاطمه- کاوشی حامد- کاویانی منوچهر- کاوین مریم- کاهرزی مهدی- کرمانشاهی نرگس- کرم زاده مکوندی سارا- کرم زاده مکوندی فروغ- کریمی اردوان- کریمی افسر(همسر محسن قیاسوند)- کریمی رضا- کریمی محسن- کشاورز محمد- کشتکار امید- کلانتری سارا- کلانی الهه- کوچکی دهشالی یدالله- کوزه گری حسین- کیاندوست ویکتوریا- کیانفر جمیله- کیانی کاوه- کی منش منیره- کیومهر فریده- گلپایگانی شهناز- گلزار شهلا- گلستانی داود- گودی روبرتو- گوشه علی- گوهری سینا- گیلانی آذر- لامعی سعیده- لاهیجی عبدالکریم- لطیفی بهرام- لطیفی بهمن- لقایی پویا- لقایی جهانگیر- لنگرود علی- لواسانی پریسا- لواسانی محسن- لیندر مونا- ماهباز عفت- ماهباز علی- متحیر محمدعلی- متین سرور- مجتبایی ابوالقاسم- مجلسی داریوش- مجید- محبوبی شیوا- محسن معین- محسن نژاد- محسن نژاد رضا- محسنی آتیلا- محسنی مهشید- محمدی زهره- محمدی فرحناز- محمدی ملیحه- محمدی راد امین- محمودی عازر- محمودی ایوق معصومه- مختاری پرویز- مختاری پوراندخت- مختاری داریوش- مختاری علی- مختاری کیانوش- مخملباف محسن- مرادی گلمراد- مرادی مصطفی- مرادیان آزاد- مرادیان کلارا- مرزبان فریبا- مرزبان گرجی- مژده سهراب- مستوفی تراب - مشعوف احمد- مشعوف الاهه- مشعوف انوشه- مشعوف نیما- مصباح ندا- مصطفی زاده حسام- مصطفی زاده شهناز- مصلایی پیمان- مطلبی بهجت- مطلبی بهروز- مظاهری عباس- مظفری صبا- معصومی اعظم- معظمی مریم- مفتخری بیژن- مقدم خدیجه- مقدم داریوش- مقدم رضوان- مقدم سلماز- مقدم صدیقه- مقدم فاطمه- مقصودی بانو- مقیمی ربابه- مکارمی حسن- ملاحی مریم- ملک پروین- ملک علی- ملک آرا منصور- ملک پور بهزاد- ملکوتی سیروس- ملکی کیوان- منافی رضا- موسوی خامنه زهرا- مهاجر سهند- مهجور کیوان- مهدوی فرهاد- مهدویان ژیلا- مهدی علی اکبر – مهرابی خدیجه- مهرابی سمیرا- مهرابی نرگس- مهران ادیب علی- مهران ادیب فریبرز- مهران ادیب محمود- مهرانی آیدا- میرآخوری فریده- میرزایی سیروس- میرستاری انور- میلانی احمد- میلانی پروانه- میله ئو الساندرو- ناظمی اردشیر- ناظمی تاج الملوک- ناظمی توران- ناهید جمیله- نایب هاشم حسن- نجد محسن- نجفی المیرا- نجفی صبری- نجفی مریم- ندیمی سیامک- ندیمی سیاوش- ندیمی سیروس- نصیری محمد- نعمتی اسماعیل- نعمانی پریچهر- نعمتی بنفشه- نعمتی بهاره- نعمتی بهجت- نعمتی بهرام- نعمتی بهناز- نعمتی بهنام- نعمتی بیژن- نعمتی سارا- نعمتی سما- نعمتی محمد- نقابی اکرم- نواییان داوود- نوری حشمت- نوری علا پرتو- نوشه ای هلن- نیرومندی جمیله- نیک مینا- نیک زاد فریار- نیکنام مجید- نیکو سعیده- نیماد- واحدی خدیجه- واعظی الهه- واعظی معصومه- وطن پور آرزو- ولایی منوچهر- هاشمی کامران- هاشمی نرگس- هامونی کاوه- هدایتی مهناز- همت بلند ناهید- هنریار ناهید- هیوا رضا- یزدانی زینب- یزدانی جلال- یگانه تبریزی طلعت- یوسفی مدیا

اتحاد برای ایران
اتحادیه خانواده های دربند کورد
انجمن حقوق بشر و دموکراسی- هامبورگ
انجمن همبستگی پناهجویان ایرانی/ ترکیه
پزشکان ایرانی مقیم اتریش مدافع حقوق بشر در ایران
جمعی از ایرانیان مقیم اسلو – نروژ
جمعیت جوانان کردستان ایران/ سنندج
حامیان مادران پارک لاله ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله تروندهایم/ نروژ
حامیان مادران پارک لاله ژنو
حامیان مادران پارک لاله دورتموند
حامیان مادران پارک لاله فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله کلن
حامیان مادران پارک لاله/ لس آنجلس- ولی
حامیان مادران پارک لاله لندن
حامیان مادران پارک لاله مونیخ
حامیان مادران پارک لاله نروژ-اسلو
حامیان مادران پارک لاله نورنبرگ
حامیان مادران پارک لاله وین
حامیان مادران پارک لاله هامبورگ
سازمان عفو بین الملل/ مونیخ
سایت امید فردا
سایت صدای مردم
سایت لج ور
شبکه فرهنگی ایرانیان اروپا
شبکه همبستگی ملی ایرانیان(آمریکا- کالیفرنیا)
کانون ایران آزاد/ آلمان
کانون فرهنگ و هنر ایرانیان(فرزنو)
کمپین اعتراض به حکم زندان منصوره بهکیش
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

Honorable and Freedom-loving People of Iran!
International human rights organizations, political and civil rights activists!
Please join us in our protest against this injustice!
Following the protest of Mothers of Laaleh Park (Mourning Mothers of Iran)to 33 years of killings and crimes committed by Islamic Republic, and their show of sympathy with Grieving Mothers, pressures, threats, detentions, and heavy handed prison sentences continue.
By continually handing prison sentences for Mothers of Laaleh Park, the Islamic Republic is clearly demonstrating its high level of violation of human rights, and its disregard for freedom and justice. Not yet through with the news of prison sentences for Jila Karmzadeh Makvandi, Leila Seyfollahi, Nader Ahsani, Omolbanain Ebrahimi, Jila Mahdavian, Maryam Najafi, and Mansoureh Behkish, we have received news that prison sentences have also been ordered for three other individuals by the names of Hakimeh Shokri, Neda Mostaghimi, and Mr. Ramezani (the father of Ramin Ramezani, killed on the street in 2009), as well as another individual by the name of Seyed Mohammad Ebrahimi, charged with helping Mothers of Laaleh Park. Prison sentences for Jila Karamzadeh Makvandi, Leila Seyfolahi, and Nader Ahsani have been affirmed in the Appeals Court and Jila Karmzadeh has been detained as of Dec 27, 2011. The sentences for other mothers from Mothers of Laaleh Park are in preliminary stages. We, Mothers of Laaleh Park are extremely concerned about the present situation. How far these injustices can go on and we remain silent? Every day we witness that the pressure on these mothers and the families of the martyrs and their supporters become more and more difficult to the point that even sympathizing with the mothers and the grieving families is considered a crime. We want to know: Why is it a crime to protest against human rights violations? Why in our country, Iran, people do not have the right to freedom of speech and thought? Why is it considered a crime to show sympathy with hurt and grieving human beings? Why is it that even attorneys are deprived of defending their own clients and are, themselves, viewed as criminals? We, the Mothers of Laaleh Park, continue to assert our three fundamental and everlasting demands: The abolition of death penalty, the release of all political-ideological prisoners, the prosecution of the instigators and agents involved in all the crimes committed by the Islamic Republic. We are asking for the immediate and unconditional release of Jila Karamzadeh Makvandi, and for the annulment of all the court orders issued for the Mothers of Laaleh Park. We appeal to all the freedom loving, justice seeking, and honorable people of Iran and across the world, the international organizations for human rights, and activists for civil and political rights to show serious objections to these unjust and anti-human rulings by writing letters and by spreading the word about these injustices. Mothers of Laaleh Park May 16, 2012

بیانیه بیش از سیصد و پنجاه کنشگر حقوق زنان و حقوق بشر: خواسته ما آزادی فوری و بی‌قید و شرط نرگس محمدی است

16 اردیبهشت 1391 -
بیش از سیصد و پنجاه نفر از فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و نیز فعالان اجتماعی و سیاسی با امضای بیانیه ای اعتراض خود را به بازداشت نرگس محمدی اعلام کردند و خواستار آزادی او شدند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، روز یک شنبه سوم اردیبهشت ماه سال ۹۱ برای اجرای حکم شش سال حبس، به زندان اوین منتقل شده است.
این محکومیت ناعادلانه درحالی به این زن شجاع مدافع حقوق بشر وارد شد، که او پیش از این، در پی اتهام‌های واهی “اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام” به طور غیر قانونی بازداشت ، در شرایط غیر قانونی نگهداری و در دادگاهی غیرعلنی و غیرمنصفانه به تحمل شش سال زندان محکوم شده بود.
نرگس محمدی،زنی که زندگی اش را وقف دفاع از محرومان و ستم‌دیدگان جامعه و تلاش برای داشتن جامعه‌ای سالم و عاری از بی‌عدالتی، تبعیض و حق‌کشی کرد، در منزل والدینش بازداشت شد و قوه قضائیه جمهوری اسلامی با بازداشت او به جای قدرشناسی و پاس‌داشت فعالیت‌های ارزنده‌اش، آشکارا اقدام به نقض صریح مواد ۳-۵-۹-۱۰-۱۱-۱۳-۱۹و۲۰ اعلامیه­ ی جهانی حقوق بشر کرده است.
چه مرجعی پاسخ گوی این پرسش­ها خواهد بود که” دفاع از حقوق بشر ” چگونه و چرا می‌تواند جرم تلقی شود؟ چرا باید خشونت دولتی علیه دو کودک خردسال به جرم دفاع مادرشان از حقوق شهروندی و انسانی اعمال شود؟ وقت آن است که از خودمان بپرسیم جای ما در اعمال این خشونت­ها کجاست، اگر به آن اعتراض نکنیم؟ آیا سکوت در برابر احکام سنگین فعالان حقوق بشر، تایید و همراهی با آن نیست؟
با استناد به ماده­ی ۳ پیمان نامه جهانی حقوق کودک دولت­ها موظف­اند؛ در هر اقدامی منافع کودک را در نظر بگیرند. محرومیت از دیدار فرزندان خردسال وی با مادر، نقض صریح ماده­ی ۹ پیمان­نامه حقوق کودک به شمار می­آید.
نرگس محمدی در دوران بازداشت غیر قانونی‌اش دچار بیماری شده و بیماری او با شرایط عصبی و تنش‌های محیطی ارتباط مستقیم داشته و در صورت ادامه­ی نگهداری‌ در شرایط زندان، به دور از مراقبت پزشکی خطر جانی وی را تهدید می­کند.
ما فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و نیز فعالان اجتماعی و سیاسی مصرانه از حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم دست از پرونده‌سازی علیه فعالان مدنی برداشته و به خشونت علیه فعالان مدنی و سیاسی پایان دهد.
ما آزادی بدون قید و شرط خانم نرگس محمدی را خواستاریم و با وجود همه بی‌عدالتی‌ها، هنوز امید داریم که آزادی وی، مقدمه‌ای برای آزادی همه زندانیان اندیشه شود.
امضا کنندگان :
آذر محلوجیان،آذر کوچک،آذر یغمایی، آرش حافظی ،آزاده بهکیش ،آزاده خسروشاهی،آزاده دواچی،آزیتا رضوان،آسو صالح،آسیه امینی ،آنا پاک،آیدا سعادت ،آینده آزاد، آیدا قجر آرمین رحمانی،آزاد مرادیان ، آزاده تهرانی ، آزاده فرامرزیها،آزاده کیان، آزاده مرادیان ،آراز فنی، آمنه زمانی، آذر منصور،آدر داوودی، الناز انصاری ،الناز بهنام ، احسان حقیقت ، احمد احقری، احمد فرسان، احمد مدادی ، ارشاد علیجانی ، ،افروزمغزی،افسانه ایرانی،اقدس چرونده،اکبر زینالی، اکبر کریمیان،اکرم ابویی، اکرم خیرخواه،اکرم کوهساری مرند،اکرم محمدی ،امنه زاهدی ، اکرم نقابی، الهه گلکار،امیر رشیدی ،امیر کلهر،امیر مقراضی، امیر وارسته حیدری،امیرمحسن محمدی ،آنجلا نوبهار،انسیه سلمانی، اویس اخوان ،آیدا ابروفراخ ، ،بنفشه جمالی، بنفشه رحمانی،بهارا بهروان،بهاره اسدی،بهاره افقهی،بهرام اسماعیل بیگی،بهمن امینی،بهیه جیلانی،بورگان نظامى نرج آباد،بیژن مهر، بیژن افتخاری، بیژن پیرزاده،پانته آ بهرامی،پرتو نوری علا،پرستو اله یاری پروانه راد،پرویز داورپناه،پروین اردلان، پروین بختیار نژاد،پروین شهبازی،پری نعمانی، پریچهرافخمی،پریچهر نعمانی،پریسا کاکائی،پوران رضایتی، پوران رضایی،پوران کریمی، پویا جهاندار،پویان مکاری،توران ناظمی،توران همتی،ثریا فلاح، جادی میرمیرانی ،جعفر بهکیش،جلوه جواهری ،جمشید مهر،جهانگیر همتی، حامد ابراهیمی نژاد،حسن خرد ورزیان،حسن عربزاده حجازی،حسن نایب هاشم، حسن نجفی،حسن یوسفی اشکوری،حسین علوی،حسین همدانی،حمید بی آزار ، حمید کوثری، حمید مافی،حمیدرضا مسیبیان،حمیده نظامی،خدیجه مقدم، دانیال محمدزاده،درسا سبحانی ،دلارام علی،دیمتری بلوس، راضیه (پری) نشاط ،ربابه مستقیمی ،رزیتا فا ئزی،رزیتا فضایی،رضا گوهرزاد، رضا افشار،رضا کریمی،رضا علیجانی، رضا هیوا،رضوان مقدم،رمان کریمی،رهاعسگری زاده ، روان راونی، روحی شفیعی،روشنک آسترکی، رشید یاسائی ،رویا سحری،رویا شمس ، رویا طلوعی،رویا عراقی،رویا کاشفی، رها عسکری زاده ،زری کوچک، زندا سخی، زهرا رخشی، زهرا ابراهیمی،زهرا داوری،زهرا رضایی،زهره ارزنی،زهره اسدپور، زهره برومندی، زهره پهلوانی،زهره کریمی، زهره صادقی ،زینب پیغمبرزاده،ژیلا مهدویان ، ژیلا گل عنبر،ساحل سیستانی، سارا صحرانورد ،ساسان مهتدی، سامان ساواری، سپهر عاطفی،سپیده یوسف‌زاده،ستاره ساجدی،ستاره هاشمی، سحردیناروند،سحر کی،سحر مفخم،سعید حبیبی،سعید آگنجی،سعید پورحیدر، سعید کلانکی،سلمان سیما،سمیه رشیدی،سهراب رزاقی،سهیلا وحدتی، سوسن ایزدی،سوده راد،سوری برجیس،سوسن طهماسبی، سوسن محمدخانی غیاثوند، سوسن مهتدی ،سوفیا صدیق پور،سیاوش آریا، سیاوش عبقری،سیاوش لشگری- ،سیروس مقدم،سیما بختیاری، سیما حسین زاده،شاه غلامی،شاهین بنی احمدی، شایان وحدتی،شبنم موسوی، شری فرامرزی، شفیقه حمیدی، شقایق کمالی،شکوفه قبادی ،شمس تولایی،شهره شریفی ،شهلا انتصاری،شهلا عبقری، شهین بنی احمدی، شیرین شریفی، شیرین عبادی،شیرین فامیلی، شیوا بدیهی نژاد، شیوا نوجو،صادق کمالی، صبا واصفی،صبرا رضایی ، صبری نجفی،صدیقه مقدم،صدیقه وسمقی، طلعت ابراهیمی ،عاطفه امین، عسل پیرزاده، عشا مومنی،عشرت بستجانی ،عفت ماهباز،علی ابراهیمی،علی اکبر مهدی، علی اکبرموسوی(خوئینی)،علی تکواردی، علی سعیدیان،علی‌ شاکری، علی عبدالرضایی ، علی گوشه،علی عبدی،علی فاتحی،علی ماهباز،علی معینی،علی مهتدی، علیرضا منصوری،عیسی علوی،فاطمه بهادر،فاطمه بهاور،فاطمه رضایی، فاطمه حقیقت جو ،فاطمه مسجدی،فاطمه مقدم، عصمت بهرامی،فایزه ایزدی، فخری شادفر،فخری فرین، فرح شیلاندری، فرزانه آقایی پور، فرزانه جلالی ،فرزانه راجی ، فرشته جلیلی ، فروغ سمیع نیا، فریبا داودی مهاجر،فرید فرهان، فریدقائم مقامی، فریده کیومهر، فریده یزدی، فهیمه ملتی،فیروزه رمضان زاده، فیروزه مهاجر، کاظم علمداری، کاظم کردوانی، کاوه کرمانشاهی،کاوه مظفری، کلارا مرادیان ،گلنار جاوید،گیسو جهانگیری،گیتی سلامی، لادن نصرالهی، لاله موذن زاده، لیلا اسدی،لیلا سیف الهی،لیلا صحت،متین مسکین،مجید حسینی ،محبوبه محمدی،محبوبه منصوری،محبوبه عباسقلی زاده،محبوبه حسین زاده ،محمد حسین جعفری، محمد رحمان زاده،محمد شوراب،محمد صادقی،محمد متقی، محمود رفیع ، مرتضی کاظمیان،مریم ابراهیمی ،مریم افشاری،مریم اکبری،مریم اهری ، مریم حکمت شعار،مریم رحمانی،مریم زندی ،مریم قاسمی، مریم حسین خواه ،مریم کاویانی ، مریم موذن زاده، مریم محمد زاده ،مریم موسوی،مریم نایب یزدی، مژگان ثروتی، معززخواهشی، معصومه ضیا ، معصومه زمانی،مقداد بیاتی،منصور اسالو،منصوره بهکیش ،منصوره شجاعی، منوچهر شجاعی،منوچهر فاضل،منوچهر مقصودنیا، منیره دهکردی، منیره برادران، منیره کاظمی، منیژه شکوهی تبریزی ،مهدی حاجتی، مهدی یوسفی ، مهدی عربشاهی،مهدیه صالحپور، مهدیه فراهانی، مهرانگیزکار، مهرداد درویش پور،مهرنوش اعتمادی ،مهرنوش کریمی اندو،مهری جعفری، مهشید پگاهى،مهشید راستی،مهناز پراکند،مهنازعلایی ،مهوش علاسوندی، مهین افشار، مهین شکراله پور،مونا آقایی ،میترا ابراهیمی ،میترا آریان ، میثاق افشار، میثاق پارسا ،میثم معتمدنیا، میرحمید سالک ، مینا کشاورز، مینا نیک ،مینوایرانمنش، نادر احسنی ،ناهید قاسمی، ناهیدانتصاری، ناهید جعفری،ناهید حسینی ،ناهید کشاورز، ناهید میرحاج ،نجیبه اسدپور، نرگس کرمانشاهی، نریمان مصطفوی، نسرین بصیری، نسیم آریان ، نصرت اله شاهدی، نسترن سمیعی ،نوشین احمدی خراسانی،نوشین شاهرخی، نوید خانجانی،نوید محبی،نیره توحیدی، نیره جلالی (مادربهکیش) ، نیکزاد زنگنه، نیما گنجفر،هادی یوسفی، هایده کاظمی، هدا امینیان، هلن نوشای، الهه امانی،وجیهه مقدم،وحیده محمودی،ویکتوریا آزاد، یاسر معصومی،یاور خسروشاهی،یوروش مهر علی بیگی
ائتلاف بین المللی علیه خشونت در ایران(ایکاوی)
کمیته گزارشگران حقوق بشر
حامیان مادران پارک لاله لس آنجلس-ولی
حامیان مادران پارک لاله
حامیان مادران پارک لاله ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
حامیان مادران پارک لاله ایران ، هامبورگ
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت

بیانیه مادران پارک لاله، محکومیت اعدام و زندان

احکام زندان و اعدام فعالان سیاسی – مدنی را محکوم می کنیم!

در آغاز سال جدید و بهار طبیعت هستیم، بهار فصل زایش و تازگی و نو شدن فصل گل و شکوفه و باران و سرسبزی طبیعت است، بهار فصل زندگی است. اما در این روزهای بهاری که بارش های زندگی بخش و نسیم بهاری جان مان را تازگی می بخشد، خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.
فقط در فروردین سال 91، مطابق گزارش های ثبت شده، تعداد 35 مورد صدور و اجرای حکم اعدام در زندان ها و در ملاء عام توسط واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ثبت شده است و بار دیگر حکم تاییدی بر آن است که کشورمان از نظر امتیازبندی رتبه دوم و به نسبت جمعیت، رتبه اول در تعداد اعدام ها را دارد و حکم های پیاپی نا عادلانه قوه قضاییه و اعتراض زندانیان به اشکال مختلف، آن ها را با خطر مرگ روبرو کرده است.

بر اساس گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، برای 28 زندانی سیاسی، حکم اعدام صادر شده است که از این تعداد زندانیان کرد وضعیت وخیم تری دارند. زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله گلپری پور، شیرکو معارفی، حبیب الله لطیفی، سعید ملک پور، حمید قاسمی شال، عبدالرضا قنبری، غلامرضا خسروی سوادجانی و یوسف ندرخانی ده تن از زندانیانی هستند که حکم اعدام شان در دادگاه تجدید نظر یا دیوان عالی کشور تایید شده است و هر لحظه در خطر اعدام قرار دارند.

در کنار همه این بی عدالتی ها، شرایط اسف بار زندان های کشور که در بسیاری موارد حتی تا 5 برابر ظرفیت، زندانی در خود جای داده اند، باعث شده که زندانیان از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم باشند و در شرایط بحرانی بسر برند. به نحوی که برای رسیدن به بدوی ترین حقوق انسانی خود مجبور به اعتصاب غذاهای طولانی مدت شده و از جان خود مایه می گذارند. در این رابطه می توان از دو زندانی کرد نام برد، شیرکو معارفی از تاریخ 16 فروردین 1391 در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت اش اعتصاب غذا کرده است و علی مرادی در اعتراض به حکم سنگین 21 سال و تبعید در زندان بندرعباساز همان تاریخ لبانش را دوخته است.
اجرای حکم شلاق برای زندانیان سیاسی و سایر زندانیان و هتک حرمت و بر باد دادن حیثیت زندانیان که از مصادیق بارز شکنجه است، از دیگر موارد نقض آشکار حقوق بشر در زندان هاست.

جا دارد باز هم از کارگران و فعالان کارگری زندانی، رضا شهابی، علی اخوان، علی نجاتی، شاهرخ زمانی، محمد جراحی و نیز بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری جنبش لغو کار کودکان که هم اکنون دوره 5 ساله زندان خود را می گذراند و نیز رسول بداغی از معلمان زندانی یاد کنیم که به جرم دفاع از حق تشکل مستقل و حقوق صنفی خود، محکوم شده اند سال های زیادی از عمرشان را در زندان بسر می برند.

هم چنین جا دارد از 29 دانشجوی در بند زندان های سراسر کشور به ویژه مجید توکلی، مجید دری، بهاره هدایت، مهدیه گلرو و... یادی کنیم که تحت شدید تربن فشارها بوده و هستند. از فعالان زنان می توان محبوبه کرمی را نام برد که با تنی بیمار، مادر و پدرش را به ترتیب پس از هر بار بازداشت از دست داده است.

در کنار این موارد آشکار نقض حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان مدنی و حقوق بشری دیگری نیز چون محمد صدیق کبودوند، احمد زیدآبادی و وکلای شجاع مانند عبدالفتاح سلطانی، نسرین ستوده و محمد سیف زاده به جرم دفاع از موکلان خود در زندان بسر می برند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی نیز محرومند. محمدعلی دادخواه یکی دیگر از وکلای شجاع و متعهد کشورمان می باشد که به جرم دفاع از موکلانش به 9 سال حبس تعزیری، ده سال محرومیت از وکالت و تدریس، جزای نقدی و شلاق محکوم شد. او باید روز 16 اردیبهشت خود را به اجرای احکام معرفی کند. هم چنین فعالان سیاسی، مدنی و مذهبی نیز در زندان عمر خود را سپری می کنند، بدون اینکه خودشان یا خانواده شان هیچگونه پاسخی از قوه قضاییه حکومت اسلامی دریافت کنند.

در همین اواخر نیز نرگس محمدی فعال حقوق بشر و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر برای سپری کردن دوره 6 ساله حبس خود توسط حکومت و با بی شرمی تمام بازداشت شد. او علیرغم داشتن دو فرزند خردسال و مسئولیت نگهداری از آنها، در زندان به بیماری فلج عضلانی مبتلا شده است.

در رابطه با مادران پارک لاله و به جرم همدردی و همراهی با مادران عزادار، تعداد زیادی بارها احضار، تهدید و بازداشت و تعدادی نیز به حبس های طولانی محکوم شده اند. ژیلا کرم زاده مکوندی و لیلا سیف اللهی به دو سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی و نادر احسنی به دو سال حبس تعزیری محکوم شده اند که ژیلا کرم زاده در ششم دی ماه سال 1390 دستگیر و هم اکنون در زندان اوین است. او دارای فشار خون بالاست و به دلیل غذای نامناسب زندان، گاهی دچار افزایش فشار می شود، ولی در حال حاضر تحت کنترل بهداری زندان اوین است.

چند تن دیگر از این انسان های عاشق و معترض به بی عدالتی در دادگاه بدوی حکم گرفته اند. ژیلا مهدویان به سه سال حبس تعزیری و 2 سال حبس تعلیقی، دخترش به شش ماه حبس تعزیری، ام البنین ابراهیمی به سه سال حبس تعلیقی، حکیمه شکری و ندا مستقیمی و آقای رمضانی منتظر رأی دادگاه هستند.

فرد دیگری به نام سید محمد ابراهیمی نیز از 23 آذر 89 به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "توهین به رهبری" و "جنگ نرم علیه نظام"بازداشت شده و تحت شدیدترین شکنجه ها و آزار و اذیت قرار گرفته است؛ نزدیک به دو ماه در آسایشگاه روانی بستری شده و پدرش با روبرو شدن با شرایط سخت او، تحمل را از کف داده و از غصه دق کرده است. او که در تاریخ 23 فروردین از حضور در دادگاه انقلاب خودداری کرد به اتهام واهی رابط بین مادران عزادار و رهبران جنبش سبز و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده است.
در کنار همه این بی عدالتی ها و تضییع حقوق اولیه انسانی، منصوره بهکیش یکی از اعضای خانواده های جان باختگان دهه 60 و از مادران پارک لاله است که در دادگاه بدوی با حکمی سنگین به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است که اعتراض های زیادی را به دنبال داشت.

ما مادران پارک لاله در آستانه روز 19 اردیبهشت، یاد فرزاد کمانگر معلم مبارز و فعال حقوق بشر و محیط زیست، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان را گرامی می داریم. آنها دو سال قبل در چنین روزی به اتهام های واهی اعدام شدند.

فرزاد کمانگر که قبل از اعدام به مدت 4 سال در بازداشت و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت، جان خویش را در راه آرمان های انسانی خود نهاد. دایه سلطنه، مادر فرزاد این مادر مبارز و دادخواه، در اولین سالگرد اعدام این فرزند راستین مردم گفت: " فرزاد مال یک خانواده نیست، او متعلق به یک ملت است" و به همین مناسبت جمعی از فعالان مدنی و معلمان روز 19 اردیبهشت را روز نفی خشونت و دفاع از حق حیات و یا روز معلم آزاده نامیدند.

ما مادران پارک لاله، برای جلوگیری از تکرار جنایت، تمامی احکام ناعادلانه زندان و اعدام فعالان سیاسی–مدنی و تمامی آزادی خواهان ایران را که در این سی و سه سال برای دفاع از عقیده خود به زندان افتاده یا اعدام شده اند را به شدت محکوم می کنیم و بر سه خواسته همیشگی خود، لغو مجازات اعدام، محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان جنایات صورت گرفته در دوران حکومت سیاه جمهوری اسلامی و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی پای می فشاریم و تا تحقق این خواسته ها از پای نخواهیم نشست.

ما عمیقا باور داریم که دوران دیکتاتوری و استبداد بسر رسیده و تنها در جهانی عاری از هر گونه قتل و کشتار و شکنجه و زندان، می توان آزادی و عدالت را باور داشت.

مادران پارک لاله
14اردیبهشت 1391

روز جهانی کارگر و روز معلم گرامی باد!

چه کسانی پاسخ گوی فشار روز افزون بر کارگران و معلمان معترض و خانواده های آنان هستند؟


امسال روز جهانی کارگر و روز معلم را در حالی گرامی می داریم که از یک طرف شاهد آزادی سرافرازانه ابراهیم مددی و منصور اسانلو از اعضای هیات مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی و پدرام نصراللهی و فرزاد احمدی از فعالان کارگری در تهران و هاشم خواستار از اعضای کانون صنفی معلمان در مشهد هستیم و از طرف دیگر به شدت نگران احکام اعدام تایید شده از جمله حکم اعدام عبدالرضا قنبری معلم دبیرستان یکی از مدارس پاکدشت هستیم.

همچنین تعدادی از کارگران، فعالان حقوق کارگری و معلمان عزیزمان از جمله: رضا شهابی عضو هيأت مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و رسول بداغی، عضو هیأت مدیره کانون صنفی معلمان ایران هر یک به 6 سال زندان و 5 سال محرومیت از فعالیت‌ اجتماعی محکوم شده اند. کارگران و فعالان کارگری دیگری همچون شاهرخ زمانی، علی اخوان، علی نجاتی، ساسان واهبی واش، محمدحسینی، مهدی فراحی شاندیز، مهرداد امیر وزیری و معلمانی چون عبدالله مومنی، علی پور سلیمان، رسول بداغی و محمد داوری و ... در زندان به سر می برند و نبی الله باستان معلم زحمتکش به 5 سال تبعید در بروجرد محکوم شده است.

امسال در آستانه روز کارگر و معلم شاهدیم که هزاران تن از کارگران و معلمان میهن مان، شغل خود را از دست داده اند و هر روز تعداد بیشتری از کارگران و معلمان از کار اخراج یا با تعطیلی کارخانه ها و مراکز فرهنگی یا با تعدیل نیروی انسانی به صف بیکاران می پیوندند. طبق اظهارات دبیرکل خانه کارگر، در سال گذشته یکصد هزار کارگر از کار اخراج شده اند.

هر سال که می گذرد؛ تنگناهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر مردم ایران بیشتر می شود و باز شاهدیم که کارگران و معلمان برای یک اعتراض ساده سندیکایی و صنفی به زندان های طولانی مدت محکوم می شوند و خانواده های آنان و فرزندان شان در بدترین شرایط معیشتی و روحی - روانی به سر می برند.

در کنار این خبرها، انتصاب سعید مرتضوی مسئول جنایات کهریزک به ریاست سازمان تامین اجتماعی، یکی از حساس ترین سازمان های کشور که ارتباط تنگاتنگی با اکثریت نیروی کار کشور دارد، بسیار نگران کننده است. انتصاب وی به عنوان رئیس سازمان تامین اجتماعی توهین بزرگی به خانواده هایی است که فرزندان شان در زندان کهریزک مورد شکنجه قرار گرفته یا کشته شدند و خواستار محاکمه آمران جنایات کهریزک، به خصوص فرد مذکور شدند.

در ادامه این سیاست، هر لحظه اخبار ناراحت کننده دیگری در مورد افزایش احکام اعدام و احکام سنگین برای دگراندیشان و همین طور کارگران و معلمان زندانی به گوش می رسد.

فشار اقتصادی بر مردم بیداد می کند و هر روز این فشارها بیشتر و بیشتر می شود، تا جایی که مردم را از حق یک زندگی انسانی و شرافتمند محروم کرده اند. اینکه علت و چرایی این بحران و تورم و گرانی و اختلاف طبقاتی و تبعیض و رانت های اقتصادی و بیکاری و غیره و غیره چیست، موضوع مورد بحث ما نیست. ما از زاویه دیگری بدان می پردازیم. ما به نقض حقوق بشر، به بی عدالتی، به تبعیض و به پایمال کردن حقوق انسانی اعتراض داریم. ما می گوییم همه مردم از پیر و جوان و زن و مرد حق انتخاب نوع زندگی خود را دارند، حق تشکل دارند، حق اعتراض دارند، حق امنیت شغلی دارند، حق انتخاب دوست دارند، حق کار، حق تحصیل، حق سفر و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و حق یک زندگی آزاد و بدون تبعیض و انسانی دارند. ما می خواهیم بدانیم:

- چرا کارگر و معلم نمی تواند از حقوق انسانی و صنفی خود دفاع کند؟
- چرا با یک اعتراض ساده از کار برکنار می شوند یا به زندان می افتند؟
- چرا پس از بیکاری هیچ مقام مسئولی پاسخ گوی شکایات آنان نیست؟
- چرا خانواده و فرزندان شان این چنین مورد ظلم و تعدی قرار می گیرند؟
- چرا اغلب کارفرمایان و دولت با قراردادهای موقت کار و نظام حق التدریسی، کارگران و معلمان را از داشتن امنیت شغلی محروم می کنند؟
- آیا اجرای عدالت یعنی قضاوت و مدیریت سعید مرتضوی ها و کشتن و حذف فرزاد کمانگرها؟

اینها و هزاران چرای دیگر سال هاست که در گوشه و کنار کشورمان به اشکال مختلف در فضای واقعی و زندگی روزمره کارگران و معلمان رو در رو با کارفرمایان و حکومتی ها و همچنین در فضای مجازی در سطحی گسترده در سراسر دنیا مطرح می شود، ولی هیچ مقام مسئول و عدالت خانه ای نیست که پاسخ گو باشد.

اینکه کارگران و معلمان اخراج می شوند یا به زندان می افتند یک بُعد مساله است، بُعد دیگر مشکلاتی است که آنها و خانواده و فرزندان شان را گرفتارمی کند. از بیکاری، از نبود تأمین اجتماعی، از در به دری، از حراج خانه و کاشانه، از خودکشی و ...

ذکر چند نمونه کافی است که به عمق این فاجعه انسانی و بی عدالتی پی ببریم. متاسفانه اخبار خودکشی کارگران در اثر فقر و اخراج از کار هر لحظه بیشتر به گوش می رسد:

1- "صبح روز يكشنبه 24مهر محسن احمديان كارگر توليد لبنيات شيران در شهر كرد دست به خودكشي زد. اين كارگر به علت فقر شديد مالي و عدم دریافت حقوق، خود را از ساختمان اداري اين كارخانه به پايين پرتاب كرد و در دم جان سپرد."

2- "مصطفی علیزاده، کارگر قسمت رنگ گروه بهمن (مزدا)، بعد از ظهر 12 بهمن 90 در محوطه کارخانه دست به خودکشی زد و جان باخت. علت خودکشی مصطفی علیزاده قرار داشتن نام او به همراه تعداد دیگری از کارگران در لیست اخراج پایان سال بوده است."

3- "منصور زارعی کارگر اخراجی کارخانه نساجی کردستان که حدود 42 سال سن داشت و بیش از 15 سال در شرایط سخت و زیان آور کارخانه نساجی در قسمت ریسندگی کار کرده بود. او به علت بیکاری و فقر ناشی از آن، در روز دوشنبه 15/12/1390 خودکشی کرد و به زندگی دشوار خود پایان داد."

4- "حسن وکیلی کارگر سنگ ُبر اهل شهر سنندج که حدود 40 سال سن داشت و دارای زن و دو فرزند نیز می باشد، در اولین روز از سال 91 به دلیل فشار زندگی در منزل خود واقع در محله عباس آباد این شهر خودکشی کرد و به زندگی دشوار خود پایان داد."

ما مادران پارک لاله، ضمن تاکید بر سه خواسته همیشگی خود، از حقوق و خواسته های انسانی کارگران و معلمان دفاع می کنیم و خواستار لغو فوری احکام اعدام و آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان کارگر و معلم هستیم.

ما هر گونه فشار بر کارگران، معلمان، دانشجویان، وکلا، فعالین حقوق بشر، اقلیت ها، زنان، کودکان و مادران پارک لاله و حامیان آنها را که برای اعتراض به ابتدایی ترین حقوق خود مورد تعرض قرار گرفته اند، به شدت محکوم می کنیم.

هم چنین بازداشت خودسرانه نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر که با داشتن دو فرزند کوچک و بیماری شدید، هیچ گاه دست از تلاش برای اعتلای حقوق انسانی بر نداشت را نیز محکوم می کنیم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او و تمامی زنان و مردان آزادی خواه کشورمان ایران هستیم.



مادران پارک لاله ایران
همبستگی جهانی با مادران پارک لاله
اردیبهشت ماه 1391

پیام هایی برای ژیلا کرم زاده مکوندی

مادران پارک لاله ایران- یکم اردی بهشت ماه، زادروز ژیلا کرم زاده مکوندی است. ژیلا شاعری ست که به جرم همراهی و همدردی با مادران داغدار به دوسال حبس تعزیری و دوسال حبس تعلیقی محکوم شده است و هم اکنون دوران محکومیت اش را در زندان اوین طی می کند.
خانواده ژیلا، برخی از مادران پارک لاله و هم چنین تعدادی از دوستان وی، طرح ها، عکس ها و پیام هایی را به مناسبت تولد این زندانی سیاسی برای مان ارسال کرده اند که تعدادی از آن ها را انتخاب و منتشر کرده ایم.
مادران پارک لاله ایران ضمن گرامی داشت زادروز این شاعر و همراه، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی به همراه همه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند. به امید آن روز!

تابستان در کوچ ام
زمستان در خواب
گمشده در پاییزم !
و بهار را هرگز ندیده ام
فصل عاشقی من کی میرسد ...! (شعر از ژیلا کرم زاده مکوندی)
****
1
طرح از : فروغ کرم زاده مکوندی
2
اردی بهشت است، ماهی که بهشت بهار بر زمینِ تازه شده اردو می زند و زمین و زمان رخت نو بر تن بر ضیافت آفتابی می رود که از سرمای زمستان دیگر ماسیده نیست و چهره اش را ابرهای زایای فروردین نپوشانده اند. اردی بهشت است و پرندگان آزاد نغمه خوان، بال می افشانند و سوی به دیگر سوی می سپارند و مست از عطر شکوفه ها دل به دل بهار می دهند.
اول اردی بهشت است و تولد توست. تو، که شاعر هر چه خوبی هست بودی. شاعر لحظه های آزادی و غم های بی کران انسان تنها شده ی امروز بودی. تو که در میان این جهان از خود بیگانه شده، یافته بودی خود را و می دانستی که جای بهار کجاست ، میان آن همه زمستان که بر ما می گذشت و سرمایش استخوان بر ما ترکانده بود.

ژیلای عزیز!
به بندت اگر چه خواسته اند، اما ندانسته اند که شوریدگی و روشنی ذهن تو از سیم خاردارهایشان چون شاپرکی می گذرد و درست همین جا در میان دوستان ات به هر کجای این جهان که باشند می نشیند و امید به راه نیمه رفته را در دل هایشان زنده می دارد تا تو وهاتو باز آیید و باز این قافله یاران اش را دریابد. زمان می گذرد با گام های توانایش و این روزهای تاریک را از ما دور خواهد کرد، و چون یک روز به بهاری چنان که می خواستی اتراق کند، تو نیز با ما خواهی بود و آن روز نه دور است و نه دیر. این جا کنارت ایستاده ایم . ببین!
شایان

*****

3
ژیلای عزیزم
چند سطری به بهانه روز تولدت می نویسم.
اینک که شکوفه ها زیبایی خود را عیان کرده اند و می دانم که تو چقدر بهار را و دیدن شکوفه ها را دوست داری. چقدر جای تو خالی است. تو زاده بهاری، روحت به لطافت نسیم بهاری است و به خاطر همین نازک طبعی و احساسات پاک هم اکنون در آن سوی دیوارهای ستبر اوین اسیری.
بهار که سرشار از زندگی و تازگی است و بهاری بودن با شب های ظلمانی و دراز زمستان و جمود و سردی جانفرسای آن سرسازش ندارد. زمستانیان می دانند که رفتنی هستند، بهار گر چه ملایم ولطیف ولی سرسخت و استوار وظیفه ی خود را پیش می برد. تو و دیگر زنان و مردان آزاده ی میهنم که چندیست در چنگ سیاه کاران ستم گر گرفتارید یادآور بهاری باشکوه هستید و بدون شک پیروز و سرفراز. دل من گواهی می دهد که پیروزی شما بسیار نزدیک است.

به امید سرآمدن زمستان دیجور و شکفتن بهارانی که باردار آزادی و عدالت و دادخواهی برای میهن عزیزمان ایران است. دلتنگ از نبودنت و آرزومند رهایی تمام زندانیانی که برای داشتن میهنی آزاد دربند هستند تولد تو نازنین را تبریک می گویم.

لیلا
****

4
ژیلای نازنین، امروز که به تو فکر می کردم یا دم آمد باید بگویم تو لدت مبارک باشد و برای تو آرزوی آزادی کنم که بقول فروغ:
دست هایم را در با غچه می کارم
سبز خواهم شد
میدانم میدانم میدانم
و پرستوها در گودی انگشت های جوهریم تخم خواهند گذاشت
عزیز رهرو پرنده ها چقدر دردناک است در قفس باشی آرزو می کنم روزی قفس ات بشکند ودر روز تولدت در آغوشت بگیرم

بهاران بودن در کنارت خجسته باد
تیسا
****

5
اگر بهار فصل شکوفه هاست اردیبهشت ماه عشق وعاطفه هاست و ژیلای عزیز در این روز دوم اردیبهشت از ماه عشاق به دنیا آمده است. از او دو سه خطی برکاغذ میتوان نوشت:
غرض گفتن تولدت مبارک است ای یار و به امید روزهایی که دیوارها فرو ریزد و نام زندان و زندانی که درکتاب ها و قصه ها خط خورده است، به بهانه تولدت هزاران شمع بیافروزی از برای عشق وعاطفه و آزادی


ناهید


****
6
ژیلا جان، دوست و همراه نازنین همگی ما، تولدت مبارک باد! تو در بهار و دوم اردیبهشت زاده شده ای و آرزوی قلبی ام است که همواره بهاری بمانی. تو را به خاطر طبع لطیف و حس انسان دوستی ات به چهار سال زندان محکوم کردند. دو سال در اوین و دو سال در زندانی بزرگ تر که همه ما سال هاست در آن به بند کشیده شده ایم.
هر چند در پشت دیوارهای بلند و در سلول های تو در تو یا در سالن های سرد و بی روح حبس شده ای، ولی ما می دانیم که همچنان عاشق خواهی ماند و با روحیه بالا زندگی را برای خود و دیگران شیرین خواهی کرد، هرچند تلخ ترین لحظات را جلوی چشم ات بیاورند.
تو آنقدر توانایی داری که از آن چهار دیواری بسته که در آن دور از عزیزان و یارانت هستی، به بهترین شکل ممکن بهره جویی و شعر بسرایی و حکایت زندان زنان را با کلماتی زیبا یا با تصاویری تاثیرگذار ثبت کنی، هرچند نتوانی آن اشعار را به چاپ برسانی، ولی می دانیم که این شعرها در قلب تو حک خواهد شد و پس از آزادی زبان به به زبان در سراسر دنیا خواهد گشت تا بدانند که حکومت اسلامی چه بر سر زنان آزادی خواه ما آورده است.
عزیزم اطمینان دارم که در آنجا نیز دوستان زیادی خواهی یافت، همان طوری که در اولین و دومین دستگیری جمعی، دوستان زیادی پیدا کردی.

نازنینم، تو در راه انسانیت گام برداشته ای و دشمنان تو را به زندان محکوم کرده اند، همان طوری که همه ما به زندانی بزرگ تر به نام جمهوری اسلامی محکوم هستیم، ولی بدان که تحمل انسان هم حدی دارد و به زودی همه دیوارهای زندان توسط مردم شکسته خواهد شد. اطمینان داشته باش که روز آزادی نزدیک است و آن موقع تو و تمامی ما شاکیان در دادگاه خواهیم نشست و حاکمان به عنوان متهم، باید پاسخ گوی تمامی اعمال ننگین شان باشند.
كه بود
سرو را تبر زد!؟
كه بود
مادر را
جامه سياه به تن كرد !؟
كه بود
به دل رنگ سياه زد!؟
كه بود
آتش به جان ما زد!؟
ستاره
****
7
ژیلا جان

تولدت مبارک ، هرگز چهره ی نازنینت را فراموش نخواهم کرد، به این امیدم که هر چه زودتر ترا در آغوش بگیرم تا تولد دوباره بهار را با هم جشن بگیریم ، برایمان آواز بخوانی، از عشق، از دوستی، از انسانیت، و ...

ژیلا جان تو با اشعار کوتاه و پر معنایت هر جایی که نمی توانستم احساسم را بیان کنم چه خوب بیان می کردی


به سقف میخکوبم
در دهان زخمی
به دست و پا بندی
شنودم
سین جیم ام
آوازم در نای بریده . . .
ویدا
****
ژیلای نازنین
تو را با صدای زیبا و دلنشین ات که مثل غچه گل نرم ونازک بود اولین بار در آن روزهای بازداشت دیدم و شناختم و از همان جا این دوستی شکل گرفت و بعدها در همدردی ها تبدیل به پیوندی عمیق گردید. بارها اشک های تو را در دیدن رنج خانواده های زخم خورده از بی داد از نزدیک دیدم که ناشی از عشق و علاقه ای است که به مردم داری و می دانم زندان را نیز تبدیل به فرصتی برای نشان دادن این عشق به هم بندان می کنی.
ما یاران تو به یادت هستیم و باور داریم که بزودی بر شانه های همان مردمی که عاشقانه دوستشان داری آزاد خواهی شد. دیر نیست !
ماندانا



0



محاکمه دو تن از مادران و خانواده ها در دادگاه انقلاب

 


خبرگزاری هرانا - حکیمه شکری و ندا مستقیمی دو تن از مادران عزادار (مادران پارک لاله) به همراه مهدی رمضانی، پدر رامین رمضانی از جانباختگان اعتراضات مردمی پس از دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸، صبح امروز( چهارشنبه 23 فروردین ماه)، در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه محاکمه می‌شوند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکیمه شکری، ندا مستقیمی و مهدی رمضانی که در آذر ماه سال ۱۳۸۹ در جریان بزرگداشت سالروز تولد امیر ارشد تاجمیر در بهشت زهرا، بازداشت شده بودند، صبح امروز، چهارشنبه بیست و سوم فروردین ماه به شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب جهت محاکمه، فراخوانده شدند.

امیر ارشد تاجمیر، یکی از کشته شدگان تجمعات ۶ دی ماه سال ۱۳۸۸ (عاشورا) است که خانواده‌ی وی در ۱۴ آذرماه ۱۳۸۹ به منظور یادبود وی مراسمی را در گورستان بهشت زهرا برگزار کرده بودند. در جریان همین مراسم اما ماموران امنیتی چندین تن از جمله پدر رامین رمضانی، حکیمه شکری و ندا مستقیمی را بازداشت نمودند که البته تمامی افراد، به غیر نامبردگان، بعد از بازجویی سرپایی آزاد شده بودند.

بر این اساس خانم شکری که به مدت سه ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس بود، تاکنون به قید وثیقه‌ی ۲۵۰ میلیون تومانی و به طور موقت آزاد است.

هم‌چنین ندا مستقیمی، یکی دیگر از اعضای گروه مادران عزادار نیز پس از گذشت یک ماه از زمان بازداشت، با قرار وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

شایان ذکر است که بر اساس گفته‌ی بازجویان وزارت اطلاعات این دو تن با اتهاماتی نظیر "جاسوسی" و "اقدام علیه امنیت ملی" مواجه‌اند.

به حکم ناعادلانه منصوره بهکیش پایان دهید!

 

به حکم ناعادلانه منصوره بهکیش پایان دهید!
ما مادران پارک لاله ایران، باز هم شاهد حکم سنگین و غیر انسانی و ناعادلانه دیگری علیه یکی از انسان های شریف و دادخواه این کشور هستیم. منصوره بهکیش، فعال اجتماعی و از خانواده های جان باختگان دهه 60 به واسطه دادخواهی و همدردی با مادران داغدار به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است.

جمهوری اسلامی در فاصله سال های 60 تا 67، شش نفر از اعضای خانواده او را کشته است. تنها جرم منصوره این است که به عنوان یک شهروند، همواره جمهوری اسلامی را در مورد چرایی و چگونگی کشته شدن خواهر و برادرانش و دیگر خانواده ها مورد سوال قرار داده است و هیچ گاه نیز پاسخی بر این پرسش های بی شمار دریافت نکرده است. او می خواهد بداند:

به چه جرمی آنها را کشته اند؟
چرا جنازه آنها را تحویل خانواده نداده اند؟
چرا وصیت نامه شان را به خانواده تحویل نداده اند؟
چرا از برگزاری مراسم یادبود برای آنها جلوگیری می کنند؟
چرا خانواده ها و دوستان را از رفتن به خاوران منع می کنند و دایم مورد اذیت و آزار قرار می دهند؟

این ها پرسش هایی است که هیچ گاه هیچ مقام مسئولی پاسخی به آن ها نداده است و به جای پاسخ، همواره منصوره و دیگر خانواده ها را مورد تهدید و اذیت و آزار قرار داده اند. در همین رابطه او بارها و بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار، تهدید و مورد بازجویی قرار گرفته یا بازداشت شده است.

او که خود زخم خورده و درد آشناست، به دنبال اعتراض های مردمی در سال 88 و به منظور همدردی با مادران عزادار، دو بار با تعدادی از مادران و حامیان بازداشت شد. بار اول در 14 آذر سال 88، به همراه 28 نفر از مادران عزادار مقابل پارک لاله تهران بازداشت و پس از سه روز آزاد شد. بار دیگر در دی ماه همان سال به همراه 29 نفر دیگر بازداشت و پس از چند روز آزاد شد. این اذیت و آزارها تمامی نداشت و در 26 اسفند همان سال به هنگام خروج قانونی از کشور برای دیدار فرزندش در فرودگاه پاسپورت اش ضبط و ممنوع الخروج شد.

مجددا در 22 خرداد1390 در خیابان ولی عصر تهران بازداشت شد و نزدیک به یک ماه در سلول های انفرادی بند 209 زندان اوین تحت باز جویی مداوم و شکنجه های روحی قرار گرفت. دادگاه رسیدگی به اتهام های او در دی ماه برگزار و به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم و حکم وی در 15 فروردین 1391 به وکیل اش ابلاغ شد.

این حکم غیر قانونی توسط قاضی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به استناد ماده 610 و 500 قانون مجازات اسلامی به اتهام "اجتماع و تبانی بر علیه امنیت ملی از طریق تشکیل مادران عزادار" و "تبلیغ علیه نظام" صادر شده است. ما این حکم سنگین را که در واقع به منظور جلوگیری از فعالیت های دادخواهانه او صورت گرفته است، به شدت محکوم می کنیم و خواهان لغو آن از سوی مقامات جمهوری اسلامی هستیم.

ما مادران پارک لاله ایران ضمن تکرار خواسته های بر حق خود، آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام و محاکمه علنی و عادلانه و مردمی آمران و عاملان جنایت های صورت گرفته توسط حکومت جمهوری اسلامی؛ اعتراض شدید خود را به حکم غیر انسانی منصوره بهکیش و دیگر حامیان مادران داغدار چون ژیلا کرم زاده مکوندی، لیلا سیف االهی، نادر احسنی، ژیلا مهدویان و ام البنین ابراهیمی اعلام می داریم و مانند همیشه خواستار پایان بخشیدن به این احکام ناعادلانه هستیم.

ما تا رسیدن به خواسته های خود از پای نخواهیم نشست و این احکام ناعادلانه خللی در اراده ما برای پیگیری خواسته های بر حق مان ایجاد نخواهد کرد.

مادران پارک لاله ایران
20 فروردین 1390