صفحات

دیباچه

مادران پارک لاله/اسلو(حامیان مادران عزادار ایران/اسلو)در تاریخ سوم بهمن 1388 در اسلو برای حمایت و همراهی با مادران ایرانی شکل گرفت و تا امروز با همه ی فراز و فرودهای خود و تا روز تحقق خواست مادران پارک لاله در ایران ادامه خواهد یافت

زندان را با افتخار تحمل می کنم!

Written By مادران پارک لاله ایران on 7/03/2012 | 15:11

گفته ژیلا کرم زاده به نقل از خواهرش:

زندان را با افتخار تحمل می کنم!


روز آنلاین/فرشته قاضی: خانواده ژیلا کرم زاده مکوندی در مصاحبه با "روز" گفتند که این حامی مادران عزادار با افتخار، محکومیت زندان خود را سپری میکند.

ژیلا کرم زاده مکوندی، هنرمند، شاعر و حامی مادران عزادار ۱۹ بهمن ۸۸ در منزل خود بازداشت و پس از ۳۴ روز با کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، خانم کرم زاده مکوندی را به ۴ سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی که تا۵ سال قابل اجراست تبدیل شده است.وی در حال حاضر در زندان اوین در حال سپری کردن محکومیت خود است.

سارا کرم زاده مکوندی، خواهر او به روز میگوید: خواهر من تنها به دلیل همدردی با مادرانی که فرزندانشان کشته شده اند در زندان است؛ او هیچ جرمی مرتکب نشده.

او می افزاید: ژیلا در بند زنان زندان اوین در کنار زندانیان سیاسی زن است و میگوید "من افتخار میکنم لیاقت این را دارم که در کنار این دوستان باشم و خوشحال ام که در کنار آنها هستم".

او که روز گذشته با خواهرش در زندان اوین ملاقات کرده، وضعیت روحی و جسمی او را خوب توصیف میکند و میگوید: ژیلا همیشه می گوید من ناراحت نیستم از اینکه زندان هستم و با افتخار دوسال حکم ام را میکشم. او روحیه خیلی خوبی دارد و در زندان هم به فکر مادرانی است که فرزندان و عزیزانشان را از دست داده اند.

از خانم کرم زاده می پرسم:خواهرتان از زمان بازداشت به مرخصی نیامده آیا در این زمینه درخواستی کرده اید؟ میگوید: بله خود ژیلا درخواست داده اما تاکنون جوابی نداده اند.

او می افزاید: باید از ژیلا تقدیر کنند نه اینکه او را به زندان ببرند.

ژیلا کرم زاده مکوندی، پیش از بازداشت در مصاحبه با روز درباره اتهاماتی که مبنای صدور حکم زندان برای او و دیگر حامیان مادران عزادار شده گفته بود: یکی از اتهامات، تشکیل "مادران عزادار" است؛ می گفتند شما این گروه را تشکیل دادید. گفتیم که چنین چیزی صحت ندارد چون مادران عزادار اصلا گروه یا تشکیلاتی نیستند که رهبر یا لیدری داشته باشند، یک عده مادران داغداری هستند که به صورت خودجوش به پارک لاله آمدند.

او همچنین گفته بود:اتهام دیگر تبانی و تجمع علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام است. غیر از این در سالروز تولد اشکان سهرابی در بهشت زهرا و بر مزار اشکان، من قطعه شعری در همدردی با مادر اشکان سروده بودم و خواندم که این را نیز یکی از اتهامات من عنوان کرده اند؛ حتی قاضی مقیسه در دادگاه به من گفت آن موقع که شعر را خواندی و برایت کف زدند فکر کردی اینجا هم برایت کف می زنند؟

او افزوده بود: تنها جرم ما همدردی با مادرانی است که عزیزی از دست داده اند و داغدارند؛ اینکه صدای مادران را به همه رساندیم و انعکاس دادیم وگرنه کار دیگری نکرده ایم. تنها جرم ما سر زدن به خانواده ها و همدردی با آنهاست؛ گویا این مسائل در مملکت ما جرم است.

خانم مکوندی پس از آزادی از زندان و صدور حکم دادگاه بدوی اش نیز به روز گفته بود: من وقتی به حکم نگاه میکنم و بخشی از آن را میخوانم و می بینم که جمع شدن مادران، برافروختن شمع و راهپیمایی سکوت در پارک را به عنوان جرم نوشته اند نمیدانم باید به جهالت آقای مقیسه بخندم یا گریه کنم. از نظر او افروختن و روشن کردن شمع جرم است. در دادگاه به من گفت چرا به ارتباط با مادران عزادار ادامه دادی؟ گفتم مادران خواسته هایی دارند ازجمله اینکه کسی نباید به خاطر فکر و اندیشه اش زندانی شود. برگشت به منشی اش گفت بنویس این حقوق بشری است. ماندم چه باید بگویم.

او این برخوردها را در راستای انتقام از مادران عزادار ارزیابی کرده و در پاسخ به این سئوال که دلیل حساسیت حکومت به فعالیت مادران عزادار و برخوردهای امنیتی و قضایی با مادران چیست؟ گفته بود: وقتی انسجام و همدلی مادران را دیدند گویی ترسیدند. چیزی که مادران را به هم نزدیک میکند خواسته های مشترک آنهاست مادرانی که از اقشار مختلف جامعه، از ساده ترین زنان خانه دار گرفته تا زنانی با تحصیلاتی بالا یا هنرمند و... محکم در کنار هم و برای خواسته های مشترکشان ایستاده اند. ما یک قدم هم از این خواسته ها عقب نشینی نمی کنیم. خواسته های ما، خواسته های عموم مردم است؛ آزادی زندانیان سیاسی، محاکمه آمران و عاملان اعدام ها، کشتارها و لغو مجازات اعدام و... این به هیچ عنوان جرم نیست. این کاری است که حکومت باید انجام میداد و باید انجام بدهد اما نمی کند و ما جور آنها را می کشیم و ادامه خواهیم داد.

مادران عزادار که به مادران پارک لاله تغییر نام داده اند، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه اعلام کرده اند از خون فرزندان شان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و... از دهه شصت تا كنون هستند.

مادران پارک لاله همچنین خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند و اعدام را قتلی سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه قتل با هر شكل و هر نامي از جمله سنگسار و قصاص و خواهان لغو قانون مجازات اعدام هستند.

طی سه سال گذشته مادران عزادار و حامیان آنها بارها به وزارت اطلاعات احضار و یا بازداشت شده اند.

لیلا سیف الهی، نادر احسنی، الهام احسنی و فاطمه رستگاری نسب، از حامیان مادران عزادار هستند که بازداشت و به محکومیت های حبس محکوم شده اند. آنها با قرار وثیقه یا کفالت آزاد هستند.

اکرم نقابی، مادر سعید زینالی و ژیلا ترمسی، مادر حسام ترمسی دو تن دیگر از حامیان مادران عزادار هستند که طی سه سال گذشته بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده اند.

سعید زینالی، ۲۳ تیر ماه ۱۳۷۸ در مقابل چشم های مادرش ربوده شد و از آن تاریخ تاکنون هیچ خبری از این فارغ التحصیل کامپیوتر دانشگاه تهران در دست نیست.

مادر سعید زینالی به "روز گفته بود: نه به ما می گویند سعید زنده است و نه می گویند مرده. من دیگر هیچ از خدا نمیخواهم فقط حتی شده می خواهم جنازه بچه ام را ببینم و دفن اش کنم. دگر چه می توانم بخواهم.

حسام ترمسی نیز از بازداشت شدگان بعد از انتخابات مخدوش سال ۸۸ است که بعد از آزادی از زندان، به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، بیماری کلیه و کبد و افسردگی شدید در بیمارستان بستری شد.

حکیمه شکری و ندا مستیقمی دو حامی مادران عزادار نیز به اتفاق پدر رامین رمضانی، در ۱۴ آذر ماه سال ۸۹ در بهشت زهرا بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد شدند. پدر رامین رمضانی به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

رامين رمضانی، سرباز وظيفه ای بود که روز ۲۵ خرداد و در حاليکه در مرخصی به سر می برد بر اثر اصابت گلوله جان باخت و شکايت خانواده او برای معرفی قاتل و يا قاتلان فرزندشان تاکنون بی نتيجه مانده است.

سید محمد ابراهیمی از دیگر حامیان مادران عزادار است که اکنون در زندان به سر می برد. او رابط میرحسین موسوی با مادران عزادار بوده و به اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی متهم شده است.*





* توضیح و اصلاح:
مادران پارک لاله ایران : در متن گزارش بالا که مستقیم و بدون کم و کاست و همراه با لینک از سایت روزآنلاین نقل شده است، اتهام آقای سید محمد ابراهیمی به درستی نقل نشده است و صحیح آن این گونه است :

سید محمد ابراهیمی ماه هاست در زندان اوین، زیر بازجویی و شکنجه است. یکی از اتهامات ایشان حمایت از مادران عزادار بوده و هم چنین اتهام دیگری به عنوان ارتباط با ستاد میرحسین موسوی به ایشان نسبت داده شده و در همین رابطه به اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی متهم شده است.

ملاقات حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت با آقای "تام کونیگ
Tom Koenigs" رئیس کمیسیون حقوق بشر و کمک های بشر دوستانه پارلمان آلمان

در روز
18 جولای 2012 آقای تام کونیگ برای کتابخوانی و سخنرانی در مورد افغانستان به فرانکفورت دعوت شده بودند. حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت موقعیت را غنیمت دانسته و با تهیه مدارک و گزارش کتبی در مورد مادران پارک لاله ، دستگیری و اذیت و آزار خانواده ها و همچنین در مورد وضع نگران کننده زندانیان بیمار به خصوص در مورد محمد صدیق کبودوند، نرگس محمدی و حسین رونقی ملکی با ایشان صحبت کردیم و گزارشات کتبی را به ایشان تحویل داده شد
ایشان با شنیدن گزارشات حامیان مادران با روی گشاده به آنها وقت دادند و بیش از یک ساعت از نگرانی هادر مورد اعدامها، شکنجه ها، اعتصاب غذاها وعدم رسیدگی پزشکی در مورد زندانیان سیاسی/عقیدتی و همچنین در مورد وضعیت نگران کننده و بلاتکلیف پناهجویان ایرانی در کشورهای همسایه ایران و همینطور در آلمان بخصوص در ایالت بایرن به ایشان گزارش داده و تقاضای کمک کرده شد.
در تاریخ 19 اکتبر 2011 کمسیون حقوق بشر پارلمان آلمان با صدور اطلاعیه ای خواهان آزادی آقای عبدالفتاح سلطانی و کشیش یوسف ندرخانی شده بود و به دلیل افزایش نگرانی ها نسبت به این دو فرد، تام کونیگز از سوم تاه هفتم ژانویه 2012 به ایران سفر کرد و امیدوار بود برای ملاقات با این دو زندانی موافقت رژیم ایران را کسب کند ولی موفق نشد. با اینحال حامیان مادران از ایشان تقاضا ی تلاش دوباره برای نجات جان دیگر زندانیان را کردند.

محمد صدیق کبودوند: فعال کرد و دبیر کل سازمان حقوق بشر کردستان از سال 2007 به خاطر تهیه گزارش از شکنجه در زندان های ایران و نقض حقوق بشر در کردستان در زندان اوین به سر می برد و در سال 2008 به اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی به 11 سال زندان محکوم شد. ایشان بیش از 5 سال بدون مرخصی در بازداشت بوده است و به گفته همسرش فقط در چند نوبت توانسته است ملاقات‌هایی چندساعته با فرزند بیمارش داشته باشد.
آقای کبودوند بیمار است و به مراقبتهای پزشکی نیاز مبرم دارد اما وزارت اطلاعات بارها با درخواست پزشکان جهت مداوای وی در خارج از زندان مخالفت کرده و اخیرا نیز با درخواست وی جهت مرخصی برای پیگیری درمان پسرش مخالفت کرده است. آقای کبودوند در اعتراض به نادیده گرفتن حقوق انسانی اش امروز 20 جولای 2012 در بیست و ششمین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد و در نامه‌ای اعلام کرده است که تا وقتی برای ملاقات با فرزند بیمارش به او مرخصی داده نشود، به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.
نرگس محمدی:
فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، بیش از دو ماه است که به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده و طبق اظهارات مسئولان امنیتی برای گذراندن ۶ سال حبس روانه زندان شده است. خانم نرگس محمدی در سال 2010 در زندان به بیماری عصبی فلج عضلانی مبتلا شده و نیازمند رسیدگی ویژه پزشکی است. خانواده ایشان در ملاقات اخیری که روز 25 ماه می‌2012 با وی داشته‌اند، وضعیت جسمی این فعال حقوق بشر را بسیار نگران کننده گزارش کرده‌اند. در آن ملاقات خانم نرگس محمدی، قادر به راه رفتن نبوده است
خانم نرگس محمدی بر خلاف قوانین ایران بعد از چند روز که در زندان تهران بودند به زندان زنجان تبعید شد تا بقیه دوران محکومیت خود را درزندان این شهرستان که شرایط و امکانات مناسبی ندارد سپری کند. در زندان زنجان ایشان در بند زندانیان عادی نگهداری می‌شود. مجموعه این موارد سبب فشار مضاعف و بد‌تر شدن وضعیت جسمی وی شده است.
حسین رونقی ملکی: در تاریخ 22 آذر ماه سال 1388 در منزل پدری‌اش در شهر ملکان تبریز همراه برادرش بازداشت و یک روز بعد از آن به بند 2 الف سپاه در زندان اوین منتقل شد. رونقی مانند بسیاری از دیگر زندانیان سیاسی در ایران از حقوق ابتدایی خویش حتا برای رسیدگی پزشکی محروم بوده است.
خانواده آقای رونقی می گویند که او هم‌اکنون دچار نارسایی حاد کلیه است حسین رونقی ملکی، جوانی بیست و شش ساله است که جزو اولین و جوانترین وبلاگ‌نویس‌هایی بود که سانسور اینترنتی حاکمیت را به چالش کشید. امروز او در زندان مخوف اوین، حبسی ۱۵ساله را می‌گذراند. سلامت او نیز به دلیل داشتن عفونت کلیوی به خطر افتاده است و از حدود دوسال و نیم پیش بدون مرخصی در زندان به سر می برد. در پی وخامت حالش در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت و پس از گذشت یک هفته و با وجود هشدار صریح پزشکان مبنی بر نیاز وی به مراقبت های ویژه در بیمارستان، این وبلاگ نویس زندانی به بند ۳۵۰ زندان اوین بازگردانده شد.

به گزارش کلمه، پزشکان تاکید کرده بودند که این عمل جراحی، سنگین و حساس بوده و برای جلوگیری از عفونت، به مراقبت های ویژه نیاز دارد و بر این اساس، ادامه درمان در خارج از زندان را به دلیل امکان عفونت و خون ریزی در زندان توصیه کرده بودند.
آقای تام کونیگ از وجود گروههای حامیان مادران در شهرهای مختلف ابراز خشنودی کردند و قول دادند که همچنان به تلاش خود برای دفاع از حقوق بشر، چه در ایران یا در آلمان ادامه خواهد داد وتلاش خود را در رسیدگی به موارد ذکر شده در گزارشات خواهند کرد.
با تشکر از آقای تام کونیگ که وقت صحبت دادند با اینکه از قبل با ایشان هماهنگ نشده بود.
https://mail.google.com/mail/u/0/images/cleardot.gif
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی وعقیدتی
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت
برای سال سوم
وقتی به آن چه در این سه سال گذشت فکر می کنم آمیزه ای از احساسات مختلف درونم را پر می کند. در ابتدا چقدر امیدوار بودم. چه شادی عمیقی قلبم را آکنده بود. مدام به فکر آینده و ساختن وطن و تلاش برای پیشرفت آن بودم. وجود مردمی که با اراده و جدیت پیگیر خواسته شان بودند امید را بیشتر در من پرورش می داد. به نظر می رسید جامعه واقعا به بلوغ رسیده و خواهان تغییرات اساسی است. حق خود را که در این سی و چند سال با بخل و تنگ نظری از او دریغ کرده اند می خواهد و در این خواست پیگیر و راسخ است. همه را می دیدم از کسانی که برای دفاع از این انقلاب و آرمان های اولیه ی آن در سال های جنگ صدمات جبران ناپذیری دیده بودند تا آنانکه عزیزانشان را این انقلاب و سواران بر موج آن به طرزی وحشیانه از بین برده بودند. همگی درد داشتند. همه معترض بودند. آنان سکوت و تحمل سال ها بیعدالتی و ظلم را اینک به این شکل زیبا جبران می کردند. اما دریغ و افسوس که این اعتراضات انسانی و آرام با واکنشی کاملا نامتناسب روبرو شد و حکومت که خود میدانست مدت هاست در بین مردم جایی ندارد برای حفظ قدرت و ماندن بر اریکه ی فرمانروایی ظالمانه اش باز به سرکوب ددمنشانه و کشتار جوانان و مردم سرزمین مان مشغول شد. اگر در سال های قبل به صورت مخفیانه در زندان ها یا با اجیر کردن آدمکشان حرفه ای در خارج از زندان ها مخالفان و دگراندیشان را از سر راه برمی داشت این بار به صورتی بی پروا و علنی به کشتار و سرکوب آنان و حتی مردم عادی پرداخت تا به خیال خود زهر چشمی بگیرد که دیگران حتی خیال ایستادگی را نیز از سر به در کنند.
برای ایجاد ارعاب به دستگیری های گسترده از بین اقشار مختلف مردم پرداخت. در زندان ها با وقاحت تمام و به طور گسترده اقدام به اعمالی که همواره در خفا انجام می داد مثل تجاوز به زندانیان و شکنجه های وحشیانه ی جسمی و روحی آنان نمود. غافل از این که گرچه امیدهای بسیاری را به یاس مبدل می کند ولی هرگز نخواهد توانست برای همیشه و یا حتی مدتی طولانی مردم را ساکت کند.
این بار به مدد رسانه های جمعی متنوع هر عمل غیر انسانی او مثل اعدام مخالفین- کشتار خیابانی آنان و رفتار سبوعانه ای که بر زندانیان روا می دارد در ظرف مدتی بسیار کوتاه جهانی می شود. بله این بار دیگر خانواده های جانبختگان مجبور نیستند مثل خانواده های دهه شصت خون دل بخورند و صدایشان در نیاید و کسی از دردشان نپرسد. این بار مادران کشته شدگان هزاران بلندگوی بیدار و آگاه دارند. لااقل می توانند درد جبران ناپذیر کشته شدن یا آسیب های عمیق دیگر را که در زندان ها یا سرکوب های خیابانی بر فرزندانشان رفته است به گوش دیگران برسانند,این خود تسلی بزرگی است,بدانی که تنها نیستی و افراد بسیاری چشم و گوش به تو دارند.
بله این بار تعدادمان بسیار است ولی باید هم کاری کنیم باید به هم ایمان بیاوریم و بدانیم که اگر با هم باشیم هر چند با ایده های متفاوت ولی می توانیم پیروز شویم. حکومت می داند که دوامش در پراکندگی ماست. ما باید همدیگر را بشناسیم. باید به عقیده و فکر هم احترام بگذاریم. باید به همدیگر مجال ابراز عقیده بدهیم. باید تحمل شنیدن حرف مخالف را در خودمان تقویت کنیم. باید به دنبال راهی برای نزدیک شدن شیوه عمل مان باشیم. این رمز پیروزی ماست. تمرین دموکراسی از طرف فرد فرد ما و اجرای آن در عمل.نباید به دنبال ناجی بگردیم. نباید تمام امور را به شخص یا گروهی بسپریم. نباید خود را کنار بکشیم. باید هر نفر خود را مسئول کار و نقش اجتماعی خود بدانیم. خلاصه این که کار بسیار سختی در پیش داریم: تمرین و جایگزینی دموکراسی در یک پیش زمینه فکری و روانی دیکتاتوری که مدت هاست بوی مرگ از آن به مشام می رسد. چه زیباست لحظه ی تحقق این آرزو و دوباره چه رویاهایی را در من بیدار می کند.


لیلا سیف اللهی

اعلام موجودیت کمپین تلاش برای آزادی ژیلا کرم‌زاده مکوندی

در تداوم روند تحت فشار قرار دادن فعالین سیاسی- مدنی در کشور ژیلا کرم‌زاده‌ی مکوندی، از همراهان مادران پارک لاله (مادران عزادار) از روز سه‌شنبه ششم دی‌ماه سال گذشته، توسط ماموران امنیتی دستگیر و جهت اجرای حکم ۲ سال زندان تعزیری‌اش در بند زنان زندان اوین به سر می‌برد.
این در حالیست که خانم مکوندی وضعیت جسمی نامساعدی دارد؛ تا جایی که طی هفته‌های اخیر بارها به دلیل افزایشِ ناگهانی فشار خون، بی‌هوش و به بهداری زندان منتقل شده است.
وی پیش از این در نوزدهم بهمن ماه سال ۱۳۸۸ در منزل دستگیر و مدت ۳۴ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برده و سپس با قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شده بود. کرم‌زاده در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۹ از سوی دادگاه بدوی با اتهاماتی مبهم به تحمل چهار سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی تقلیل یافت.
مضاف بر اینکه دستگیری و به بند کشیدن ژیلا کرم‌زاده مکوندی بی‌توجهی طبقه‌ی حاکم به حق آزادی اندیشه و بیان و عدم پایبندی‌ به تعهدات بین المللی را می‌رساند؛ ممانعت از مرخصی استعلاجی و رسیدگی موثر به وضعیت این زندانی سیاسی نیز نقض آشکار موارد متعددی از مقاوله نامه‌های جاری حقوق بشری منجمله بخش دوم ماده‌ی ۲۲ کنوانسیون حقوق زندانیان که به انتقال زندانیان بیماری که نیاز به معالجات ویژه و تخصصی دارند در موسسات تخصصی یا بیمارستان های غیرنظامی در خارج زندان تاکید نموده است.
از این رو، ما جمعی از فعالینی که آزادی و عدالت را از حقوق مسلم و اولیه‌ی انسان‌ها قلمداد می‌نماییم، به علت نگرانی عمیق خود در خصوص وضعیت نامبرده، با راه اندازی کمپینی، تلاش خود را برای آزادی هرچه سریع‌تر وی، به کار می‌گیریم.
این کمپین در راستای این هدف، می‌کوشد تا توجهات افکار عمومی و مجامع حقوق بشری را نسبت به وضعیت این زندانی سیاسی جلب نماید و از عموم رسانه‌ها، افراد، گروه‌ها و سازمان‌های مرتبط نیز صمیمانه تقاضا دارد که برای دست یازیدن به این هدف همراهی‌اش نمایند.
کمپین تلاش برای آزادی ژیلا کرم‌زاده مکوندی، نامه‌ای اعتراضی را نیز تهیه کرده که پس از به حد نصاب رسیدن امضاها نسبت به انتشار آن اقدام خواهد کرد.
در پایان لازم به تاکید است که ژیلا کرم‌زاده مکوندی یکی از صدها زندانی سیاسی-عقیدتی‌ای است که در در حال حاضر در زندان‌های مختلف ایران محبوس هستند؛ کسانی که بدون هیچ قید و شرطی باید آزاد شوند و بدیهی ست که هیچ گونه مماشاتی با جمهوری اسلامی در این مورد که وابسته به جان تک تک این عزیزان است، به حق نخواهد بود.
کمپین تا آزادی ژیلا کرم‌زاده مکوندی
خردادماه 1391

نامه اعتراضی مادران به احکام صادره

در اعتراض به این بی عدالتی با ما همراه شوید!


مردم شریف و آزاده ایران!
سازمان ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری و فعالان سیاسی- مدنی
در اعتراض به این بی عدالتی با ما همراه شوید!
به دنبال اعتراض مادران پارک لاله به سی و سه سال کشتار و جنایت جمهوری اسلامی و همدردی با مادران داغدار؛ فشار، تهدید، بازداشت و صدور حکم های سنگین زندان ادامه دارد. حکومت اسلامی با این حکم های پیاپی زندان برای مادران پارک لاله، درجه بالای نقض حقوق بشر و سلب آزادی و بی عدالتی خود را به شکلی آشکار به نمایش گذارده است.
هنوز از حکم های صادره برای ژیلا کرم زاده مکوندی، لیلا سیف اللهی، نادر احسنی، ام البنین ابراهیمی، ژیلا مهدویان، مریم نجفی و منصوره بهکیش نگذشته است که خبردار شدیم برای سه تن دیگر به نام های حکیمه شکری، ندا مستقیمی و آقای رمضانی(پدر رامین رمضانی که در سال 88 در خیابان کشته شد) و فردی دیگری به نام سید محمد ابراهیمی به اتهام همکاری با مادران پارک لاله حکم زندان صادر کرده است.
احکام ژیلا کرم زاده مکوندی، لیلا سیف اللهی و نادر احسنی در دادگاه تجدید نظر تایید شده است. ژیلا کرم زاده از 6 دیماه 1390 در زندان اوین در حال گذراندن حکم خود می باشد و احکام سایر مادران پارک لاله در مرحله دادگاه بدوی است.
ما مادران پارک لاله شدیداً نگران وضعیت موجود هستیم، تا به کجا این بی عدالتی ها می خواهد ادامه یابد و سکوت کنیم. هر روز شاهدیم که فشار بر مادران و خانواده های جان باختگان و حامیان آنها سخت تر و سخت تر می شود که حتی همدردی با مادران و خانواده های داغدار نیز جرم محسوب می شود.
ما می خواهیم بدانیم:
چرا اعتراض به نقض حقوق بشر جرم محسوب می شود؟
چرا در کشور ما ایران، انسان ها حق آزادی بیان و اندیشه ندارند؟
چرا همدردی با انسان های آسیب دیده و داغدار جرم محسوب می شود؟
چرا تلاش برای کسب اولیه ترین خواسته های انسانی جرم محسوب می شود؟
چرا حتی وکلا حق دفاع حقوقی از موکل خود را ندارند و مجرم محسوب می شوند؟
ما مادران پارک لاله ضمن تاکید بر سه خواسته اصلی و همیشگی خود؛ لغو مجازات اعدام، آزادی تمامی زندانیان سیاسی- عقیدتی، محاکمه آمران و عاملان تمامی جنایت های حکومت اسلامی، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط ژیلا کرم زاده مکوندی و لغو تمامی احکام صادره برای مادران پارک لاله هستیم.
ما از تمامی انسان های آزادی خواه، حق طلب و شریف ایران و سراسر دنیا و نهادها و سازمان های حقوق بشری و فعالان سیاسی- مدنی می خواهیم که با نوشتن نامه های اعتراضی و ذکر این بی عدالتی ها یا به هر روشی که می توانند، به این احکام ناعادلانه و ضد بشری شدیداً اعتراض کنند.
مادران پارک لاله ایران
26 اردیبهشت 1391
ابراهیم زاده ربابه- ابراهیمی ام البنین- ابراهیمی امید- ابراهیمی امیرفرشاد- ابراهیمی بابک- ابراهیمی پوران- ابراهیمی زهرا- ابراهیمی طلعت- ابراهیمی علی- اجلالی بابک- احسنی نادر-احمدی جواد- احمدی زهرا- احمدی ژیلا- احمدی شروین- احمدی عبدالرضا- احمدی علی- احمدی مریم- احمدی نوید- اخوت شهرزاد- ادبایی احسان- ارس کمال- ارغوانی ناهید- اسدالهی میشکا- اسدی حسین- اسود فرشاد- اشکان فرید- اغنمی رضا- افتخاری بیژن- افروزی بایز- افشاری مریم- افطسی کوروش- افکاری پروانه- اقبالی اقبال- اکبری سیما- اکبری فرجام- اکبری معصومه- امامی بهرام- امان الهی مریم- امیدی سیاوش- امیرخانلو ربابه- امیرسلیمانی زینب- امیری ثریا- امیری رضا- امیری مهتاب- امینی آسیه- امینی بهمن- امینی ونداد- انزلی شاهین- انصاری شیرین- انصاری وجیهه- انصاری هایده- انواری شمسی- انواری عاسف- انواری عاطف- اهری مریم- ایران دوست مازیار- ایرانی شعله- ایزدی سوسن- ایزدیار طاهره- ایمانی اسرا- آزاد احمد- آزاد آینده- آزاد سام- آزاد ایرانی امید- آقاپور یزدان- آقامیری سوسو- آقامیری سیدحسن- آل احمد محمد- بابایی جمشید- بادپا شهلا- بارور ناهید - باقری اشکان- باقری حجت- باقری لیلا- باقری هدیه- باقری یاسر- باوقار مهدی- بختیاری سیما- بختیاری هادی- بدیهیان هما- بدیهی نژاد شیوا- برادران منیره- برزو اصغر- برعاقانی فاطمه- برومند آرش- بریالی جمیله- بزرگی یلدا- بستجانی عشرت- بستجانی عفت- بستجانی فرزین- بستجانی فریبا- بلنس بترا- بنیان پگاه- بوسنجانی محمدحسن- بوسنجانی محیا- بهادر فاطمه- بهاردوست شهلا - بهداد سهراب- بهرام پیروز- بهرامی عصمت- بهرامی لادن- بهرامی وارش- بهرنگ عرفان- بهروزی جلال- بهروزی ژاله- بهساز زینت- بهکیش جعفر- بهکیش منصوره- بهگر حسن- بوداغی وریا- بیگدلی اعظم- پاپاستاتی بونیتا- پارسا میثاق- پاشایی تورج- پدرام فر خسرو- پدرام فر راحیل- پراکند مهناز- پرتوی بهرام- پرهیزی سهیل- پریشان ناهید- پگاهی مهشید- پناهی مهشید- پوپک- پورآقایی سپیده- پورآقایی سودابه- پورحیدر شهناز- پورعابدی پوریا- پورنقوی علی- پویان راد شهریار- پوینده بیتا- پهلوانی علیرضا- پیام- پیرزاده بیژن– پیرزاده عسل- پیروی مهراوه- پیرهادی ایران- تارخ علی- ترابی محمد- ترمسی شیدا- تقوی احمد- توفیقی سمیه- تهرانی تونی- ج الهام- جزنی میهن- جعفری جواد- جعفری حسن- جعفری ساناز- جعفری سمانه- جعفری سهند- جعفری طاهره- جعفری کمند- جعفری معصومه- جلالی نیره(مادر بهکیش)- جلیلوند اسماعیل- جمال دینی حسین- جمشیدی خسرو- جوادی اکرم- جوادی صادق- جوان محمد- جواهری جواد- جورابچی حوریه- جورابچی شادی- چاوشین محمد- حبیب منصوره- حبیبی شروین- حسن نژاد الهه- حسن نژاد بهمن- حسن نژاد زهرا- حسن نژاد زهره- حسن نژاد عبداله- حسن نژاد قاسم- حسین پناهی امجد- حسین پناهی رفیق- حسین پور رخشنده- حسین زاده زهرا- حسینی احمد- حسینی زهرا- حسینی نادره- حسینی نازی- حشمت بهروز- حکمت شعار مریم - حمیدی حمید- حمیدی مصطفی- حمیدی نسرین- حیدری آرام- خادملو فاطمه- خدابنده حمیده- خدابنده سروش- خدابنده سیامک- خدابنده سیاوش- خدابنده سیروس- خدابنده معصومه- خداوند بنده- خدیو امیر- خرازی مهدی- خسروشاهی آزاده- خسروشاهی اکبر- خسروشاهی یاور- خسروی خسرو- خلفی فیروزه(همسر حسام یگانه)- خلیلیان خشایار- خوانساری شهناز- خواهشی معزز(همسر کمال الدین پاکدل)- خویی طیبه- دادگر امیر- دادگر حسین- دادگر سهراب- دادگر سیروس- دادگر علی- دانیالی فرزانه- دانیالی فرشته- داورپناه پرویز- درویش پور مهرداد- دلفی فرزاد- دوانی علی- ده کردی محمد- ذاکرزاده مهین- راجی فرزانه- راد پروانه- رادفر توران- رادفر زری- رازقی کامران- رازی یزدان- رئوفی کامل- رئیسی آرش- رئیسی آرمان- رئیسی بابک- رئیسی پرهام- رئیسی پیمان- رئیسی سوری- رئیسی سوسن- رئیسی سهراب- رئیسی سهیلا- رئیسی کاوه- رتبه ای شبنم- رحمان زاده بهاره- رحمان زاده شکوفه- رحمان زاده محمد- رحمانی آذر- رحیمیان عباس- رستمی جلال- رسولی منیژه- رشیدی بهناز- رشیدی سروش- رضا- رضایتی پوران- رضایی داریوش- رضایی فاطمه- رضایی فرهنگ- رضایی یما منیر- رضایی یما مهری- رضوی رسول- رفسنجانی حسین- رفیعی زهرا- رمضان پور خدیجه- رمضانی طاهره- رنجبر ملکه- روستائی فریبا- روشن حمید- روشنگر مهرداد- رهنما محسن- رییسی فرشته- ریاحی امین- زارع ابراهیم- زارع پیمانه- زارع سهند- زربخش قدرت الله- زمانی محمد- زیدی پیام- زینالی اکبر- زینالی طاها- ساجدی سیدحنیف- سادات سارا- سالاری نرگس- سالک محمد- سپهری اتابک- ستایش گر جاوید- سروری ساره- سعیدپور مهدی- سکینه- سلطانی سورنا- سلطانی- سلطانی فرخ- سلطانی مائده- سوری ساره- سهلی محمود- سیستانی ساحل- سیف اللهی لیلا- سیفنی مرضیه- سیفی ملیکا- سینا بیژن- شاه سیاه حمید- شب افروز مسعود- شب بویی علی- شجاعی منصوره- شعبانی ناصر- شکرائی الاهه- شکری الیپ- شکری ایرج- شکری بابک- شکری بهاره- شکری بیژن- شکری حکیمه- شکری حمید- شکری ساره- شکری سحر- شکری سمیرا- شکری شقایق- شکری شکوفه- شکری شهاب- شکری صدیقه- شکری عزت- شکری فاطمه- شکری مرتضی- شهاب شهاب- شهریاری افسانه- شیبانی حماد- شیرازی مرتضی- شیرخانی شراره- صابری بانو- صادق زهره- صبحی ساجده- صبحی سامان- صداقت فرحناز- صداقت مریم- صدوقی مظاهر- صدیق پور سوفیا- صفایی جمیله- صمیمی نیلوفر- صیادپور مهدی- صیفی زهرا- ضیا قزوینی فرزاد- طاهری احمد- طاهری پور جمشید- طاهری راد هوده- طلوعی رویا- طیبات نرگس- عبادی شیرین- عباسی کاوس- عباسیان محمدرضا- عبدوس احترام- عبقری سیاوش- عبقری شهلا- عرفانی ریحانه- عرفانی غزال- عزیزی پویا- عزیزی مریم- عزیزی نجمه- عزیزی نرگس- عسگری رضا- عسگری روشنک- عسگری فرنگیس(همسر جلیل جباری)- عسگری مهری- عطاری عبدالوهاب- عطاییان فریبا- عظیما پرناز- عظیما نازی- عظیمی فرد کتایون- علی پور بیجارکنی ارژنگ- علیزاده حمید- عوض پور سانیا- غفاری حمید- غلامی سمیه- فارسی سپیده- فاریابی فرشید- فاطمی ایمان- فان زاندن اولی- فتوتی علی- فتوحی علی- فراهانی سیاوش- فرجی روزبه- فرزانه گلی- فرزین کورش- فرشته(همسر نادر حبیبی)- فرشچی ناهید- فروزی نادر- فروهر پرستو- فرهادی فاطمه- فرهادی منیژه- فرهمند آرمان- فرهودی منیر- فرید سیامک- فلاح ثریا- فولادی فیروزه- قادری فاطمه- قاسمی زهره- قاضی بهمن- قایور سینا - قربانعلی محمد- قریب نواز فریده- قریشی رضا- قلی پور هانیه- قلی زاده کامبیز- قلی زاده کامران- قلی زاده کاوه- قلی زاده کیومرث- قیائی عباس- کارگر رضا- کارگر مجتبی- کارگر مجید- کارگر مرتضی- کارگر مصطفی- کاشفی حمید- کاظمی محترم- کاظمی منیره- کافری حمید- کامل بیگی فاطمه- کاوشی حامد- کاویانی منوچهر- کاوین مریم- کاهرزی مهدی- کرمانشاهی نرگس- کرم زاده مکوندی سارا- کرم زاده مکوندی فروغ- کریمی اردوان- کریمی افسر(همسر محسن قیاسوند)- کریمی رضا- کریمی محسن- کشاورز محمد- کشتکار امید- کلانتری سارا- کلانی الهه- کوچکی دهشالی یدالله- کوزه گری حسین- کیاندوست ویکتوریا- کیانفر جمیله- کیانی کاوه- کی منش منیره- کیومهر فریده- گلپایگانی شهناز- گلزار شهلا- گلستانی داود- گودی روبرتو- گوشه علی- گوهری سینا- گیلانی آذر- لامعی سعیده- لاهیجی عبدالکریم- لطیفی بهرام- لطیفی بهمن- لقایی پویا- لقایی جهانگیر- لنگرود علی- لواسانی پریسا- لواسانی محسن- لیندر مونا- ماهباز عفت- ماهباز علی- متحیر محمدعلی- متین سرور- مجتبایی ابوالقاسم- مجلسی داریوش- مجید- محبوبی شیوا- محسن معین- محسن نژاد- محسن نژاد رضا- محسنی آتیلا- محسنی مهشید- محمدی زهره- محمدی فرحناز- محمدی ملیحه- محمدی راد امین- محمودی عازر- محمودی ایوق معصومه- مختاری پرویز- مختاری پوراندخت- مختاری داریوش- مختاری علی- مختاری کیانوش- مخملباف محسن- مرادی گلمراد- مرادی مصطفی- مرادیان آزاد- مرادیان کلارا- مرزبان فریبا- مرزبان گرجی- مژده سهراب- مستوفی تراب - مشعوف احمد- مشعوف الاهه- مشعوف انوشه- مشعوف نیما- مصباح ندا- مصطفی زاده حسام- مصطفی زاده شهناز- مصلایی پیمان- مطلبی بهجت- مطلبی بهروز- مظاهری عباس- مظفری صبا- معصومی اعظم- معظمی مریم- مفتخری بیژن- مقدم خدیجه- مقدم داریوش- مقدم رضوان- مقدم سلماز- مقدم صدیقه- مقدم فاطمه- مقصودی بانو- مقیمی ربابه- مکارمی حسن- ملاحی مریم- ملک پروین- ملک علی- ملک آرا منصور- ملک پور بهزاد- ملکوتی سیروس- ملکی کیوان- منافی رضا- موسوی خامنه زهرا- مهاجر سهند- مهجور کیوان- مهدوی فرهاد- مهدویان ژیلا- مهدی علی اکبر – مهرابی خدیجه- مهرابی سمیرا- مهرابی نرگس- مهران ادیب علی- مهران ادیب فریبرز- مهران ادیب محمود- مهرانی آیدا- میرآخوری فریده- میرزایی سیروس- میرستاری انور- میلانی احمد- میلانی پروانه- میله ئو الساندرو- ناظمی اردشیر- ناظمی تاج الملوک- ناظمی توران- ناهید جمیله- نایب هاشم حسن- نجد محسن- نجفی المیرا- نجفی صبری- نجفی مریم- ندیمی سیامک- ندیمی سیاوش- ندیمی سیروس- نصیری محمد- نعمتی اسماعیل- نعمانی پریچهر- نعمتی بنفشه- نعمتی بهاره- نعمتی بهجت- نعمتی بهرام- نعمتی بهناز- نعمتی بهنام- نعمتی بیژن- نعمتی سارا- نعمتی سما- نعمتی محمد- نقابی اکرم- نواییان داوود- نوری حشمت- نوری علا پرتو- نوشه ای هلن- نیرومندی جمیله- نیک مینا- نیک زاد فریار- نیکنام مجید- نیکو سعیده- نیماد- واحدی خدیجه- واعظی الهه- واعظی معصومه- وطن پور آرزو- ولایی منوچهر- هاشمی کامران- هاشمی نرگس- هامونی کاوه- هدایتی مهناز- همت بلند ناهید- هنریار ناهید- هیوا رضا- یزدانی زینب- یزدانی جلال- یگانه تبریزی طلعت- یوسفی مدیا

اتحاد برای ایران
اتحادیه خانواده های دربند کورد
انجمن حقوق بشر و دموکراسی- هامبورگ
انجمن همبستگی پناهجویان ایرانی/ ترکیه
پزشکان ایرانی مقیم اتریش مدافع حقوق بشر در ایران
جمعی از ایرانیان مقیم اسلو – نروژ
جمعیت جوانان کردستان ایران/ سنندج
حامیان مادران پارک لاله ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله تروندهایم/ نروژ
حامیان مادران پارک لاله ژنو
حامیان مادران پارک لاله دورتموند
حامیان مادران پارک لاله فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله کلن
حامیان مادران پارک لاله/ لس آنجلس- ولی
حامیان مادران پارک لاله لندن
حامیان مادران پارک لاله مونیخ
حامیان مادران پارک لاله نروژ-اسلو
حامیان مادران پارک لاله نورنبرگ
حامیان مادران پارک لاله وین
حامیان مادران پارک لاله هامبورگ
سازمان عفو بین الملل/ مونیخ
سایت امید فردا
سایت صدای مردم
سایت لج ور
شبکه فرهنگی ایرانیان اروپا
شبکه همبستگی ملی ایرانیان(آمریکا- کالیفرنیا)
کانون ایران آزاد/ آلمان
کانون فرهنگ و هنر ایرانیان(فرزنو)
کمپین اعتراض به حکم زندان منصوره بهکیش
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

Honorable and Freedom-loving People of Iran!
International human rights organizations, political and civil rights activists!
Please join us in our protest against this injustice!
Following the protest of Mothers of Laaleh Park (Mourning Mothers of Iran)to 33 years of killings and crimes committed by Islamic Republic, and their show of sympathy with Grieving Mothers, pressures, threats, detentions, and heavy handed prison sentences continue.
By continually handing prison sentences for Mothers of Laaleh Park, the Islamic Republic is clearly demonstrating its high level of violation of human rights, and its disregard for freedom and justice. Not yet through with the news of prison sentences for Jila Karmzadeh Makvandi, Leila Seyfollahi, Nader Ahsani, Omolbanain Ebrahimi, Jila Mahdavian, Maryam Najafi, and Mansoureh Behkish, we have received news that prison sentences have also been ordered for three other individuals by the names of Hakimeh Shokri, Neda Mostaghimi, and Mr. Ramezani (the father of Ramin Ramezani, killed on the street in 2009), as well as another individual by the name of Seyed Mohammad Ebrahimi, charged with helping Mothers of Laaleh Park. Prison sentences for Jila Karamzadeh Makvandi, Leila Seyfolahi, and Nader Ahsani have been affirmed in the Appeals Court and Jila Karmzadeh has been detained as of Dec 27, 2011. The sentences for other mothers from Mothers of Laaleh Park are in preliminary stages. We, Mothers of Laaleh Park are extremely concerned about the present situation. How far these injustices can go on and we remain silent? Every day we witness that the pressure on these mothers and the families of the martyrs and their supporters become more and more difficult to the point that even sympathizing with the mothers and the grieving families is considered a crime. We want to know: Why is it a crime to protest against human rights violations? Why in our country, Iran, people do not have the right to freedom of speech and thought? Why is it considered a crime to show sympathy with hurt and grieving human beings? Why is it that even attorneys are deprived of defending their own clients and are, themselves, viewed as criminals? We, the Mothers of Laaleh Park, continue to assert our three fundamental and everlasting demands: The abolition of death penalty, the release of all political-ideological prisoners, the prosecution of the instigators and agents involved in all the crimes committed by the Islamic Republic. We are asking for the immediate and unconditional release of Jila Karamzadeh Makvandi, and for the annulment of all the court orders issued for the Mothers of Laaleh Park. We appeal to all the freedom loving, justice seeking, and honorable people of Iran and across the world, the international organizations for human rights, and activists for civil and political rights to show serious objections to these unjust and anti-human rulings by writing letters and by spreading the word about these injustices. Mothers of Laaleh Park May 16, 2012

بیانیه بیش از سیصد و پنجاه کنشگر حقوق زنان و حقوق بشر: خواسته ما آزادی فوری و بی‌قید و شرط نرگس محمدی است

16 اردیبهشت 1391 -
بیش از سیصد و پنجاه نفر از فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و نیز فعالان اجتماعی و سیاسی با امضای بیانیه ای اعتراض خود را به بازداشت نرگس محمدی اعلام کردند و خواستار آزادی او شدند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، روز یک شنبه سوم اردیبهشت ماه سال ۹۱ برای اجرای حکم شش سال حبس، به زندان اوین منتقل شده است.
این محکومیت ناعادلانه درحالی به این زن شجاع مدافع حقوق بشر وارد شد، که او پیش از این، در پی اتهام‌های واهی “اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام” به طور غیر قانونی بازداشت ، در شرایط غیر قانونی نگهداری و در دادگاهی غیرعلنی و غیرمنصفانه به تحمل شش سال زندان محکوم شده بود.
نرگس محمدی،زنی که زندگی اش را وقف دفاع از محرومان و ستم‌دیدگان جامعه و تلاش برای داشتن جامعه‌ای سالم و عاری از بی‌عدالتی، تبعیض و حق‌کشی کرد، در منزل والدینش بازداشت شد و قوه قضائیه جمهوری اسلامی با بازداشت او به جای قدرشناسی و پاس‌داشت فعالیت‌های ارزنده‌اش، آشکارا اقدام به نقض صریح مواد ۳-۵-۹-۱۰-۱۱-۱۳-۱۹و۲۰ اعلامیه­ ی جهانی حقوق بشر کرده است.
چه مرجعی پاسخ گوی این پرسش­ها خواهد بود که” دفاع از حقوق بشر ” چگونه و چرا می‌تواند جرم تلقی شود؟ چرا باید خشونت دولتی علیه دو کودک خردسال به جرم دفاع مادرشان از حقوق شهروندی و انسانی اعمال شود؟ وقت آن است که از خودمان بپرسیم جای ما در اعمال این خشونت­ها کجاست، اگر به آن اعتراض نکنیم؟ آیا سکوت در برابر احکام سنگین فعالان حقوق بشر، تایید و همراهی با آن نیست؟
با استناد به ماده­ی ۳ پیمان نامه جهانی حقوق کودک دولت­ها موظف­اند؛ در هر اقدامی منافع کودک را در نظر بگیرند. محرومیت از دیدار فرزندان خردسال وی با مادر، نقض صریح ماده­ی ۹ پیمان­نامه حقوق کودک به شمار می­آید.
نرگس محمدی در دوران بازداشت غیر قانونی‌اش دچار بیماری شده و بیماری او با شرایط عصبی و تنش‌های محیطی ارتباط مستقیم داشته و در صورت ادامه­ی نگهداری‌ در شرایط زندان، به دور از مراقبت پزشکی خطر جانی وی را تهدید می­کند.
ما فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و نیز فعالان اجتماعی و سیاسی مصرانه از حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم دست از پرونده‌سازی علیه فعالان مدنی برداشته و به خشونت علیه فعالان مدنی و سیاسی پایان دهد.
ما آزادی بدون قید و شرط خانم نرگس محمدی را خواستاریم و با وجود همه بی‌عدالتی‌ها، هنوز امید داریم که آزادی وی، مقدمه‌ای برای آزادی همه زندانیان اندیشه شود.
امضا کنندگان :
آذر محلوجیان،آذر کوچک،آذر یغمایی، آرش حافظی ،آزاده بهکیش ،آزاده خسروشاهی،آزاده دواچی،آزیتا رضوان،آسو صالح،آسیه امینی ،آنا پاک،آیدا سعادت ،آینده آزاد، آیدا قجر آرمین رحمانی،آزاد مرادیان ، آزاده تهرانی ، آزاده فرامرزیها،آزاده کیان، آزاده مرادیان ،آراز فنی، آمنه زمانی، آذر منصور،آدر داوودی، الناز انصاری ،الناز بهنام ، احسان حقیقت ، احمد احقری، احمد فرسان، احمد مدادی ، ارشاد علیجانی ، ،افروزمغزی،افسانه ایرانی،اقدس چرونده،اکبر زینالی، اکبر کریمیان،اکرم ابویی، اکرم خیرخواه،اکرم کوهساری مرند،اکرم محمدی ،امنه زاهدی ، اکرم نقابی، الهه گلکار،امیر رشیدی ،امیر کلهر،امیر مقراضی، امیر وارسته حیدری،امیرمحسن محمدی ،آنجلا نوبهار،انسیه سلمانی، اویس اخوان ،آیدا ابروفراخ ، ،بنفشه جمالی، بنفشه رحمانی،بهارا بهروان،بهاره اسدی،بهاره افقهی،بهرام اسماعیل بیگی،بهمن امینی،بهیه جیلانی،بورگان نظامى نرج آباد،بیژن مهر، بیژن افتخاری، بیژن پیرزاده،پانته آ بهرامی،پرتو نوری علا،پرستو اله یاری پروانه راد،پرویز داورپناه،پروین اردلان، پروین بختیار نژاد،پروین شهبازی،پری نعمانی، پریچهرافخمی،پریچهر نعمانی،پریسا کاکائی،پوران رضایتی، پوران رضایی،پوران کریمی، پویا جهاندار،پویان مکاری،توران ناظمی،توران همتی،ثریا فلاح، جادی میرمیرانی ،جعفر بهکیش،جلوه جواهری ،جمشید مهر،جهانگیر همتی، حامد ابراهیمی نژاد،حسن خرد ورزیان،حسن عربزاده حجازی،حسن نایب هاشم، حسن نجفی،حسن یوسفی اشکوری،حسین علوی،حسین همدانی،حمید بی آزار ، حمید کوثری، حمید مافی،حمیدرضا مسیبیان،حمیده نظامی،خدیجه مقدم، دانیال محمدزاده،درسا سبحانی ،دلارام علی،دیمتری بلوس، راضیه (پری) نشاط ،ربابه مستقیمی ،رزیتا فا ئزی،رزیتا فضایی،رضا گوهرزاد، رضا افشار،رضا کریمی،رضا علیجانی، رضا هیوا،رضوان مقدم،رمان کریمی،رهاعسگری زاده ، روان راونی، روحی شفیعی،روشنک آسترکی، رشید یاسائی ،رویا سحری،رویا شمس ، رویا طلوعی،رویا عراقی،رویا کاشفی، رها عسکری زاده ،زری کوچک، زندا سخی، زهرا رخشی، زهرا ابراهیمی،زهرا داوری،زهرا رضایی،زهره ارزنی،زهره اسدپور، زهره برومندی، زهره پهلوانی،زهره کریمی، زهره صادقی ،زینب پیغمبرزاده،ژیلا مهدویان ، ژیلا گل عنبر،ساحل سیستانی، سارا صحرانورد ،ساسان مهتدی، سامان ساواری، سپهر عاطفی،سپیده یوسف‌زاده،ستاره ساجدی،ستاره هاشمی، سحردیناروند،سحر کی،سحر مفخم،سعید حبیبی،سعید آگنجی،سعید پورحیدر، سعید کلانکی،سلمان سیما،سمیه رشیدی،سهراب رزاقی،سهیلا وحدتی، سوسن ایزدی،سوده راد،سوری برجیس،سوسن طهماسبی، سوسن محمدخانی غیاثوند، سوسن مهتدی ،سوفیا صدیق پور،سیاوش آریا، سیاوش عبقری،سیاوش لشگری- ،سیروس مقدم،سیما بختیاری، سیما حسین زاده،شاه غلامی،شاهین بنی احمدی، شایان وحدتی،شبنم موسوی، شری فرامرزی، شفیقه حمیدی، شقایق کمالی،شکوفه قبادی ،شمس تولایی،شهره شریفی ،شهلا انتصاری،شهلا عبقری، شهین بنی احمدی، شیرین شریفی، شیرین عبادی،شیرین فامیلی، شیوا بدیهی نژاد، شیوا نوجو،صادق کمالی، صبا واصفی،صبرا رضایی ، صبری نجفی،صدیقه مقدم،صدیقه وسمقی، طلعت ابراهیمی ،عاطفه امین، عسل پیرزاده، عشا مومنی،عشرت بستجانی ،عفت ماهباز،علی ابراهیمی،علی اکبر مهدی، علی اکبرموسوی(خوئینی)،علی تکواردی، علی سعیدیان،علی‌ شاکری، علی عبدالرضایی ، علی گوشه،علی عبدی،علی فاتحی،علی ماهباز،علی معینی،علی مهتدی، علیرضا منصوری،عیسی علوی،فاطمه بهادر،فاطمه بهاور،فاطمه رضایی، فاطمه حقیقت جو ،فاطمه مسجدی،فاطمه مقدم، عصمت بهرامی،فایزه ایزدی، فخری شادفر،فخری فرین، فرح شیلاندری، فرزانه آقایی پور، فرزانه جلالی ،فرزانه راجی ، فرشته جلیلی ، فروغ سمیع نیا، فریبا داودی مهاجر،فرید فرهان، فریدقائم مقامی، فریده کیومهر، فریده یزدی، فهیمه ملتی،فیروزه رمضان زاده، فیروزه مهاجر، کاظم علمداری، کاظم کردوانی، کاوه کرمانشاهی،کاوه مظفری، کلارا مرادیان ،گلنار جاوید،گیسو جهانگیری،گیتی سلامی، لادن نصرالهی، لاله موذن زاده، لیلا اسدی،لیلا سیف الهی،لیلا صحت،متین مسکین،مجید حسینی ،محبوبه محمدی،محبوبه منصوری،محبوبه عباسقلی زاده،محبوبه حسین زاده ،محمد حسین جعفری، محمد رحمان زاده،محمد شوراب،محمد صادقی،محمد متقی، محمود رفیع ، مرتضی کاظمیان،مریم ابراهیمی ،مریم افشاری،مریم اکبری،مریم اهری ، مریم حکمت شعار،مریم رحمانی،مریم زندی ،مریم قاسمی، مریم حسین خواه ،مریم کاویانی ، مریم موذن زاده، مریم محمد زاده ،مریم موسوی،مریم نایب یزدی، مژگان ثروتی، معززخواهشی، معصومه ضیا ، معصومه زمانی،مقداد بیاتی،منصور اسالو،منصوره بهکیش ،منصوره شجاعی، منوچهر شجاعی،منوچهر فاضل،منوچهر مقصودنیا، منیره دهکردی، منیره برادران، منیره کاظمی، منیژه شکوهی تبریزی ،مهدی حاجتی، مهدی یوسفی ، مهدی عربشاهی،مهدیه صالحپور، مهدیه فراهانی، مهرانگیزکار، مهرداد درویش پور،مهرنوش اعتمادی ،مهرنوش کریمی اندو،مهری جعفری، مهشید پگاهى،مهشید راستی،مهناز پراکند،مهنازعلایی ،مهوش علاسوندی، مهین افشار، مهین شکراله پور،مونا آقایی ،میترا ابراهیمی ،میترا آریان ، میثاق افشار، میثاق پارسا ،میثم معتمدنیا، میرحمید سالک ، مینا کشاورز، مینا نیک ،مینوایرانمنش، نادر احسنی ،ناهید قاسمی، ناهیدانتصاری، ناهید جعفری،ناهید حسینی ،ناهید کشاورز، ناهید میرحاج ،نجیبه اسدپور، نرگس کرمانشاهی، نریمان مصطفوی، نسرین بصیری، نسیم آریان ، نصرت اله شاهدی، نسترن سمیعی ،نوشین احمدی خراسانی،نوشین شاهرخی، نوید خانجانی،نوید محبی،نیره توحیدی، نیره جلالی (مادربهکیش) ، نیکزاد زنگنه، نیما گنجفر،هادی یوسفی، هایده کاظمی، هدا امینیان، هلن نوشای، الهه امانی،وجیهه مقدم،وحیده محمودی،ویکتوریا آزاد، یاسر معصومی،یاور خسروشاهی،یوروش مهر علی بیگی
ائتلاف بین المللی علیه خشونت در ایران(ایکاوی)
کمیته گزارشگران حقوق بشر
حامیان مادران پارک لاله لس آنجلس-ولی
حامیان مادران پارک لاله
حامیان مادران پارک لاله ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
حامیان مادران پارک لاله ایران ، هامبورگ
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت

بیانیه مادران پارک لاله، محکومیت اعدام و زندان

احکام زندان و اعدام فعالان سیاسی – مدنی را محکوم می کنیم!

در آغاز سال جدید و بهار طبیعت هستیم، بهار فصل زایش و تازگی و نو شدن فصل گل و شکوفه و باران و سرسبزی طبیعت است، بهار فصل زندگی است. اما در این روزهای بهاری که بارش های زندگی بخش و نسیم بهاری جان مان را تازگی می بخشد، خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.
فقط در فروردین سال 91، مطابق گزارش های ثبت شده، تعداد 35 مورد صدور و اجرای حکم اعدام در زندان ها و در ملاء عام توسط واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ثبت شده است و بار دیگر حکم تاییدی بر آن است که کشورمان از نظر امتیازبندی رتبه دوم و به نسبت جمعیت، رتبه اول در تعداد اعدام ها را دارد و حکم های پیاپی نا عادلانه قوه قضاییه و اعتراض زندانیان به اشکال مختلف، آن ها را با خطر مرگ روبرو کرده است.

بر اساس گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، برای 28 زندانی سیاسی، حکم اعدام صادر شده است که از این تعداد زندانیان کرد وضعیت وخیم تری دارند. زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله گلپری پور، شیرکو معارفی، حبیب الله لطیفی، سعید ملک پور، حمید قاسمی شال، عبدالرضا قنبری، غلامرضا خسروی سوادجانی و یوسف ندرخانی ده تن از زندانیانی هستند که حکم اعدام شان در دادگاه تجدید نظر یا دیوان عالی کشور تایید شده است و هر لحظه در خطر اعدام قرار دارند.

در کنار همه این بی عدالتی ها، شرایط اسف بار زندان های کشور که در بسیاری موارد حتی تا 5 برابر ظرفیت، زندانی در خود جای داده اند، باعث شده که زندانیان از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم باشند و در شرایط بحرانی بسر برند. به نحوی که برای رسیدن به بدوی ترین حقوق انسانی خود مجبور به اعتصاب غذاهای طولانی مدت شده و از جان خود مایه می گذارند. در این رابطه می توان از دو زندانی کرد نام برد، شیرکو معارفی از تاریخ 16 فروردین 1391 در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت اش اعتصاب غذا کرده است و علی مرادی در اعتراض به حکم سنگین 21 سال و تبعید در زندان بندرعباساز همان تاریخ لبانش را دوخته است.
اجرای حکم شلاق برای زندانیان سیاسی و سایر زندانیان و هتک حرمت و بر باد دادن حیثیت زندانیان که از مصادیق بارز شکنجه است، از دیگر موارد نقض آشکار حقوق بشر در زندان هاست.

جا دارد باز هم از کارگران و فعالان کارگری زندانی، رضا شهابی، علی اخوان، علی نجاتی، شاهرخ زمانی، محمد جراحی و نیز بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری جنبش لغو کار کودکان که هم اکنون دوره 5 ساله زندان خود را می گذراند و نیز رسول بداغی از معلمان زندانی یاد کنیم که به جرم دفاع از حق تشکل مستقل و حقوق صنفی خود، محکوم شده اند سال های زیادی از عمرشان را در زندان بسر می برند.

هم چنین جا دارد از 29 دانشجوی در بند زندان های سراسر کشور به ویژه مجید توکلی، مجید دری، بهاره هدایت، مهدیه گلرو و... یادی کنیم که تحت شدید تربن فشارها بوده و هستند. از فعالان زنان می توان محبوبه کرمی را نام برد که با تنی بیمار، مادر و پدرش را به ترتیب پس از هر بار بازداشت از دست داده است.

در کنار این موارد آشکار نقض حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان مدنی و حقوق بشری دیگری نیز چون محمد صدیق کبودوند، احمد زیدآبادی و وکلای شجاع مانند عبدالفتاح سلطانی، نسرین ستوده و محمد سیف زاده به جرم دفاع از موکلان خود در زندان بسر می برند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی نیز محرومند. محمدعلی دادخواه یکی دیگر از وکلای شجاع و متعهد کشورمان می باشد که به جرم دفاع از موکلانش به 9 سال حبس تعزیری، ده سال محرومیت از وکالت و تدریس، جزای نقدی و شلاق محکوم شد. او باید روز 16 اردیبهشت خود را به اجرای احکام معرفی کند. هم چنین فعالان سیاسی، مدنی و مذهبی نیز در زندان عمر خود را سپری می کنند، بدون اینکه خودشان یا خانواده شان هیچگونه پاسخی از قوه قضاییه حکومت اسلامی دریافت کنند.

در همین اواخر نیز نرگس محمدی فعال حقوق بشر و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر برای سپری کردن دوره 6 ساله حبس خود توسط حکومت و با بی شرمی تمام بازداشت شد. او علیرغم داشتن دو فرزند خردسال و مسئولیت نگهداری از آنها، در زندان به بیماری فلج عضلانی مبتلا شده است.

در رابطه با مادران پارک لاله و به جرم همدردی و همراهی با مادران عزادار، تعداد زیادی بارها احضار، تهدید و بازداشت و تعدادی نیز به حبس های طولانی محکوم شده اند. ژیلا کرم زاده مکوندی و لیلا سیف اللهی به دو سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی و نادر احسنی به دو سال حبس تعزیری محکوم شده اند که ژیلا کرم زاده در ششم دی ماه سال 1390 دستگیر و هم اکنون در زندان اوین است. او دارای فشار خون بالاست و به دلیل غذای نامناسب زندان، گاهی دچار افزایش فشار می شود، ولی در حال حاضر تحت کنترل بهداری زندان اوین است.

چند تن دیگر از این انسان های عاشق و معترض به بی عدالتی در دادگاه بدوی حکم گرفته اند. ژیلا مهدویان به سه سال حبس تعزیری و 2 سال حبس تعلیقی، دخترش به شش ماه حبس تعزیری، ام البنین ابراهیمی به سه سال حبس تعلیقی، حکیمه شکری و ندا مستقیمی و آقای رمضانی منتظر رأی دادگاه هستند.

فرد دیگری به نام سید محمد ابراهیمی نیز از 23 آذر 89 به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "توهین به رهبری" و "جنگ نرم علیه نظام"بازداشت شده و تحت شدیدترین شکنجه ها و آزار و اذیت قرار گرفته است؛ نزدیک به دو ماه در آسایشگاه روانی بستری شده و پدرش با روبرو شدن با شرایط سخت او، تحمل را از کف داده و از غصه دق کرده است. او که در تاریخ 23 فروردین از حضور در دادگاه انقلاب خودداری کرد به اتهام واهی رابط بین مادران عزادار و رهبران جنبش سبز و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده است.
در کنار همه این بی عدالتی ها و تضییع حقوق اولیه انسانی، منصوره بهکیش یکی از اعضای خانواده های جان باختگان دهه 60 و از مادران پارک لاله است که در دادگاه بدوی با حکمی سنگین به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است که اعتراض های زیادی را به دنبال داشت.

ما مادران پارک لاله در آستانه روز 19 اردیبهشت، یاد فرزاد کمانگر معلم مبارز و فعال حقوق بشر و محیط زیست، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان را گرامی می داریم. آنها دو سال قبل در چنین روزی به اتهام های واهی اعدام شدند.

فرزاد کمانگر که قبل از اعدام به مدت 4 سال در بازداشت و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت، جان خویش را در راه آرمان های انسانی خود نهاد. دایه سلطنه، مادر فرزاد این مادر مبارز و دادخواه، در اولین سالگرد اعدام این فرزند راستین مردم گفت: " فرزاد مال یک خانواده نیست، او متعلق به یک ملت است" و به همین مناسبت جمعی از فعالان مدنی و معلمان روز 19 اردیبهشت را روز نفی خشونت و دفاع از حق حیات و یا روز معلم آزاده نامیدند.

ما مادران پارک لاله، برای جلوگیری از تکرار جنایت، تمامی احکام ناعادلانه زندان و اعدام فعالان سیاسی–مدنی و تمامی آزادی خواهان ایران را که در این سی و سه سال برای دفاع از عقیده خود به زندان افتاده یا اعدام شده اند را به شدت محکوم می کنیم و بر سه خواسته همیشگی خود، لغو مجازات اعدام، محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان جنایات صورت گرفته در دوران حکومت سیاه جمهوری اسلامی و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی پای می فشاریم و تا تحقق این خواسته ها از پای نخواهیم نشست.

ما عمیقا باور داریم که دوران دیکتاتوری و استبداد بسر رسیده و تنها در جهانی عاری از هر گونه قتل و کشتار و شکنجه و زندان، می توان آزادی و عدالت را باور داشت.

مادران پارک لاله
14اردیبهشت 1391