صفحات

دیباچه

مادران پارک لاله/اسلو(حامیان مادران عزادار ایران/اسلو)در تاریخ سوم بهمن 1388 در اسلو برای حمایت و همراهی با مادران ایرانی شکل گرفت و تا امروز با همه ی فراز و فرودهای خود و تا روز تحقق خواست مادران پارک لاله در ایران ادامه خواهد یافت

گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله اسلو شنبه ۵ مارس ۲۰۱۱







در انتها ما حامیان مادران پارک لاله در داخل کشور باز هم می گوییم : نه حزبیم، نه دسته ایم، نه گروهیم، نه تشکیلات بلکه ما مادران و زنان خودجوشی هستیم که بعد از وقایع انتخابات در کنار دیگران خانواده های داغدارمرهمی بر دل داغدارشان می باشیم.
باشد که راهمان پر رهرو باد
 
مادران پارک لاله اسلو

فرخوان هفتگی


صد سالگی روز جهانی زن را در شرایطی به پیشواز می رویم، که مادران سر زمین ما،
داغدارند

امسال روز زن ، روز گل سرخ است !
روز زنانی که ، ایستاده اند !
......زنان در بند !
مادران داغدار!

بیایید دست در دست هم، زندگی را دوباره در آغوش بگیریم .
بیایید دست در دست هم، صدای مادران داغدار گردیم .

گردهمایی حامیان مادران پارک لاله - اسلو

شنبه ۵ مارس ۲۰۱۱ - خیابان کارل یوهان روبروی فروشگاه زارا
- ۱۵تا ۱۶ بعد از ظهر

روز جهانی زن، روز همبستگی با مادران داغدار ، روز همبستگی با زنان شجاع در زندان ، روز رهایی زن است

هشتم مارس ،روز جهانی زن, امسال(سه شنبه ۱۷ اسفند) یکصد ساله می شود. مبارزات قشرهای متفاوت مردم بر علیه دیکتاتوری دارد ساخت و چهره دیگری از خاورمیانه را به نمایش می گذارد و آنان که عصر پایان انقلاب ها را فریاد می زدند، امروز چه سرشکسته زمستان را رفته و سیاهیش را بر روی چون ذغال خویش می بینند. زنان خاورمیانه نیز در این میان به امید روزهای بهتر و جهانی برابر به شادی پیروزی نشسته اند، مگر برایشان متحقق گردد!

این در حالی ست که یکصد سال پیش، میلیون ها زن در آلمان به دعوت کلارا زتکین، برای احقاق حق رای، به خیابان ها ریختند و برای به دست آوردن حقوق خود، از هیچ چیز نهراسیدند. سال های سال است که در جاهای دیگر جهان، زنان خود به دست خود آزادی شان را و برابری شان را فرا چنگ آورده اند. چرا که رهایی زنان جز به دست خودشان میسر نیست.

در ایران اما زنان شجاع و توانمند در حالی که زیر سرکوب شدید و فضای خفقان اند و از هیچ چیز نمی هراسند، خیابان ها را به همراه دیگر مردم در می نوردند، اعتراض می کنند و مبارزه می کنند و در دفاع از حقوق بشر و مخالفت با نقض گسترده آن در ایران و برای برابری شان، در گوشه های زندان ها، در بدترین شرایط غیر انسانی، با حکم های صادر شده از طرف دادگاه های نمایشی و فرمایشی ، بهترین سال های زندگی خود را سپری می کنند.

زنان و مادرانی چون:
زینب جلالیان - بهاره هدايت- عالیه اقدام دوست- مهديه گلرو- عاطفه نبوی-صهبا رضوانی- منيژه نصراللهی- سوسن تبيانيان - فرح واضحان- معصومه ياوری- نازيلا دشتی-زهرا جباری- کفايت ملک محمدی- ريحانه حاج ابراهيم دباغ-عذرالسادات قاضی ميرسعيد- پروين جواد زاده- فاطمه خرم جو- هنگامه شهيدی- مهسا رحمتی-نسرین ستوده –روناک صفارزاده-شبنم مددزاده، نازنین خسروانی- زلیخا موسوی و صدها و هزاران زندانی زنی که تنها به دلیل قوانین تبعیض آمیز، آزادی شان و حقوق شان پایمال شده و به نحوی قربانی فضای موجود شده اند و تاوان ناتوانی و ضعف قانونی، عملی و اندیشگانی حکومت را پرداخته اند.

روز جهانی زن یکصد ساله می شود، اما در سر زمین ما، مادران هر روز داغدار می شوند و حکومت با بی رحمی تمام بر این زنان ستم را دو چندان می کند که غم زمانه خورند یا فراق یار کشند؟

مادرانی چون مادران تمام جانباختگان در دهه شصت ،مادران خاوران، مادرانی چون مادران ندا و سهراب، مادران کشته شدگان قیام های متفاوت سی و دوسال اخیر بر علیه دیکتاتوری، مادران کرد و ملیت های متفاوت تحت ستم و حتا به تازگی مادران" صانع ژاله"، "امیر حسین تهرانچی"، "محمد مختاری" و "حامد نورمحمدی". آری در این سرزمین هر روز فرزندی جان به کف گرفته و خونش خیابان را رنگین می سازد اما حکومت بر گورهای دسته جمعی و دفن شدگان بی نشان قدیم ، مزارهای خالی و اجساد تحویل نشده به خانواده ها را اضافه می گرداند.

امروز ما مادران و مادربزرگ ها که در سال 57 به خیابان ها آمدیم و تمامی وجود خود و فرزندان مان را برای تحقق آزادی و عدالت و برابری نثار کردیم ولی چیزی جز ظلم و بیداد و فساد و تباهی به دست نیاوردیم، حاضریم با عصا و واکر و ویلچیر به خیابان ها بیاییم و از شرف انسانی و حقوق پایمال شده خود و فرزندان مان حمایت کنیم.
 تا امروز در این پهنه که خاورمیانه اش نامیده اند جز ستم و نابرابری بر زنان نرفته است و دردشان همیشه مضاعف بوده است. با پیروزی هر قیامی در هرجای منطقه، ترس فراموشی خواسته هایشان از سوی حاکمین جدید و یا مدعیان حاکمیت سراسر وجودشان را فراگرفته و این نیمی از جمعیت را می هراساند.

در آستانه یکصدمین سالروز جهانی زن، هشتم مارس، ما مادران پارک لاله و حامیان ، از تمام جنبش های مترقی ایران و خاورمیانه می خواهیم، دست در دست هم نهند و اعلام می کنیم که از مطالبات مان به عنوان بخشی از زنان جامعه، حتا یک قدم هم عقب نخواهیم نشست و در این راه هم چنان که پیش از این ، از این به بعد هم خواهیم ایستاد و علاوه بر آن بر خواسته های مادرانه مان برای داشتن جهانی آرام و بهتر برای خود و فرزندانمان پای فشرده و با تمام فرزندان زندانی مان همبستگی و همراهی مان را اعلام می کنیم.

همراه با شما یکصدا فریا می زنیم :
مطالبات زنان و برابری زنان و مردان در همه اشکال اقتصادی، اجتماعی و حقوقی را خواستاریم
لغو کلی حکم اعدام و سنگسار و شکنجه و حذف آن ها از قوانین مجازات را می خواهیم.
خواستار آزادی بی قید شرط تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی اعم از زن و مرد هستیم
خواهان محاکمه، دادرسی عادلانه در فضای آزاد و مجازات عاملین و آمران کشتارهای سی و دو سال اخیر در دادگاه های مردمی هستیم.
 


مادران عزادار ایران ( مادران پارک لاله )
حامیان مادران پارک لاله ایران-اسلو
حامیان مادران پارک لاله ایران -ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله ایران-دورتموند
حامیان مادران پارک لاله ایران-فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله ایران-کلن
حامیان مادران پارک لاله ایران-لندن
حامیان مادران پارک لاله-لوس آنجلس - ولی
حامیان مادران پارک لاله-وین
حامیان مادران پارک لاله ایران-هامبورگ

حکیمه جان آزادی ات مبارک

وقتی که خسته از بیرون رسیدم تا نفسی تازه کنم و گزارش تجمع را بنویسم خبردار شدم که حکیمه ساعت 5 -10اسفند آزاد می شود.لباسهایم را که نیمه از تن در آورده بودم دوباره به تن کردم و براه افتادم سمت اوین.
باز مثل زمستان پارسال در هوای سرد منطقه اوین و زیر دیوار پل اوین آتش روشن کرده بودند و سرخی و گرمای آتش دودش را که باعث آزار چشمها بود به نظر زیبا نشان می داد که بطرف آسمان آزادانه در حرکت بود و فریاد می زد:
آزادی
آزادی
یاد مسافرکشهایی افتادیم که از هر مسیری آزادانه فریاد می زنند آزادی و کسی دستگیرشان نمی کند ولی اگر همان مسافرکش ماشینش را خاموش کند و در تجمع حاضر شود و فریاد بزند آزادی دستگیر و حبس و بند و زندان و بازجو و اعتراف و گاهی اوقات اگر مسافرکش بیشتر از یک معترض باشد شکنجه هم خواهد شد.
دنبال چهره آشنای دوستان در جلوی درب اوین می گشتم و کسی را نمی دیدم.
پرس و جو شروع شد.
وقتی سوال می کنی چند نفری نزدیکت می شوند و گوش می گذارند تا حرفها را بشنوند و اینها معمولا ماموران مخبر هستند برای شناسایی.
از چند نفر سوال کردم آیا در طول مدتی که اینجا بودید زن هم آزاد شد؟
و کسی ندیده بود زنی آزاد شود.
سرما آزارم داد و برگشتم در ماشین.
زنی از در اوین بیرون آمد و بر روی پله ها ایستاد. لاغر و استخوانی و بلند بود ولی حکیمه نبود. با سرعت از ماشین پریدم بیرون. زنی دیگر با کوله بار از در اوین خارج شد. پشت سرش باز زن. باز زن.
در حکومت اسلامی این همه زن مجرم. این همه زنی که از فرط بیکاری دچار ورشکستگی اقتصادی شده بودند. در کنار چند نفر دیگر ایستادم و از آنها سوال کردم:
اینها اولین گروه آزاد شدگان هستند ویکی از آنها گفت:
نه از ساعت 3 چند نفر آزاد شدند.
مشخصات حکیمه را دادم و گفت بله یه خانم ریز میزه لاغر عینکی از زندان ساعت 3 آزاد شد.
چقدر خوشحال شدم. ولی تا جایی که می دانستم حکیمه عینکی نبود.
باز چند ساعت زودتر هم از آن در لعنتی که همه هویت و آزادیت را از تو می گیرد بیرون بیایی چند ساعت است. خوشحال بودم که آزاد شد.
همه نگران بودیم که چرا اینقدر طولانی شد بازداشت حکیمه.
از فرصت استفاده کرده ساعتی در کنار خانواده های زندانیان ایستادم.
نوبت به دخترکان و زنان آزاده میهنم رسید که آزاد شوند.
دخترکان جوان و شادی که برای اعتراض 25بهمن آمده بودند و دستگیر و بازداشت شده بودند و با وثیقه آزاد می شدند.
دخترکی جوان حدود 20ساله به محض بیرون آمدن از آن در طوسی فریاد کشید و پدرش را صدا کرد و پله ها را با سرعت به پایین آمد و خود را در آغوش پدر پنهان کرد.
دو هفته برایش قرنی بود در دوری از پدر.
چه کسی معنای این احساسات را می فهمد.
لعنت بر همه آنهایی که عزیزان را از هم دور می کنند به صرف اندیشدن.
در تماس تلفنی با دوستان آنها گفتند که حکیمه ساعت 3 آزاد شد و خانواده اش که اتفاقی زودتر از بقیه آمده بودند او را به خانه برده.
حکیمه دوش گرفته و دوباره ساعتی بعد که می دانست دوستان برای آزادیش می آیند به جلوی اوین آمد.
دوستان می گفتند او بسیار محکم و با روحیه بوده و بسیار به همه روحیه داده.
حکیمه همیشه پر جنب و جوش بود.
سرزنده و محکم.
او آنطور که دوست داشت در مقابل بازجوها ایستادگی کرد.
آزادیش مبارکش باشد.
آزادیت مبارک حکیمه.

0

برای مادر بهکیش

تقدیم به مقاوم ترین مادر داغدار ایران، مادر بهکیش

دیروز جشن نود سالگی تو بود. چه با وقار و محکم با چرخت راه می رفتی و به مهمانان خوش آمد می گفتی. فرزندانت کیک تولدت را کتاب انتخاب کرده بودند و چه زیبا انتخابی بود. کتابی که بیشترین صفحاتش خوانده شده و شیرینی آن مهمانان را خوش آمد.

مادر! بخشی از کتاب زندگی ات، یعنی سال های کودکی و جوانی تو در کنار پدر و مادر مهربان و همسر و فرزندان نازنین ات چه خوب بوده، ولی دوران میان سالی و سالمندی ات سرشار از رنج و محنت بوده. مادر! روزگاری، ماکسیم گورکی کتاب مادر را نوشت، کتابی که سال ها میلیونها جوان آن را خواندند و تحسین کردند، ولی افسوس که من حتی توان نوشتن انشایی را ندارم، ولی قامت چون سرو تو که ایستادگی را به ما می آموزد، مرا بر آن داشت تا چند خطی برایت بنویسم.

از روزی که برای اولین بار تو را دیدم، از خود پرسیدم آیا گوشه ای از تحمل و استواری او را خواهم داشت؟ او که پنج سرو آزاده را از دست داد ولی چون سرو ایستاده و گذر زمان را تماشا می کند و ایستادگی می آموزد. مادر لاله های تو با خون خود دشت آزادی را آب یاری کردند. تو مادری والا در میان مادران هستی.

اگر کمی به عقب برگردیم و سال های اول انقلاب را مرور کنیم، به خاطر می آوریم مادری را که فرزند برومندش را فقط برای اختلاف عقیده با خودش، با دست خود به جوخه اعدام سپرد و مادر طریق الاسلام نام گرفت. او در مقابل دوربین لبخند پیروزی زد و شاد بود که بهشت را خریده است. او با دست خود جگرگوشه اش را به زمین انداخت تا به بهشت رود. ولی تو مادر با فرزندان فدایی ات، لاله های وطنم را آب یاری کردی و من به جرئت می دانم که اگر بهشتی در کار باشد، از برای توست. امروز شاید مادر طریق الاسلام زنده نباشد، چون شنیده ام در سال های بعد مشکل روانی پیدا کرد، ولی تو چون نگینی در میان مادران می درخشی.

مادر! من بر دستانت بوسه می زنم. ما را دعا کن تا برای قدردانی از سروهای چمن ات، مانند تو محکم باشیم، تا بتوانیم از شش سرو تو و گلهای زندگی ات و تمام سروقامتانی که ایستاده مردند و خون سرخشان در راه آزادی ریخته شد را پاسداری کنیم.

درود بی کران من و تمامی فرزندان ایران، نثار تو باد!

0

گزارش گردهمایی حامیان مادران پارک لاله اسلو شنبه ۲۶ فو ریه ۲۰۱۱








این گردهمائی با شرکت تعدادی از عزیزان در هوایی برفی و سرد برگزار گردید
حامیان عزیز خواستار شکستن حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی شدند و همدل با مردم عزیز مان در روز ۱۰ اسفند صدای آزادی و رهایی را تنین انداز میکنند.
و جنبش ازدی خواهی ملت عزیز مان را حمایت میکنیم.

حامیان مادران پارک لاله اسلو

گزارش زنان ایرانی شرکت کننده در نشست سی اس دبلیو

سومین روز از اجلاس پنجاه و پنجم کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد است، نمایندگان دولت ها و گروه های دولتی حاضر شده اند تا به شرح اقدامات خود در ارتباط با آموزش، تکنولوژی و اشتغال بپردازند. هر نماینده تنها 10 دقیقه فرصت دارد تا بیانیه خود را قرائت کند. سازمان های غیردولتی یا همراهان هیئت های دولتی کنار سالن در پشت صندلی دولت ها نشسته اند. جمعیت زیادی نیز در حال رفت و آمدند. روی میزی که در ابتدای درب ورودی قرار دارد، مملو از نسخه گزارش ها و متن سخنرانی هاست.
لیست سخنرانان بر روی دیوار در همان ابتدای ورود به سالن زده شده است. نام ایران هم در میان قرائت کنندگان بیانیه قرار دارد. فاطمه آجرلو ، نماینده مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از ایران سخنرانی می کند. گزارش دولت ایران را پیدا نکردم اما منتظر شدم تا نماینده ایران سخنرانی کند.
استرالیا، ایسلند، سوئد، کانادا، ایتالیا، مالزی و زیمباوه بیانیه های خود را قرائت می کنند که به بخش های مهمی از بیانیه برخی از آنها اشاره می کنمhttp://iranianwomencsw.blogspot.com/