صفحات

دیباچه

مادران پارک لاله/اسلو(حامیان مادران عزادار ایران/اسلو)در تاریخ سوم بهمن 1388 در اسلو برای حمایت و همراهی با مادران ایرانی شکل گرفت و تا امروز با همه ی فراز و فرودهای خود و تا روز تحقق خواست مادران پارک لاله در ایران ادامه خواهد یافت

کنفرانس مطبوعاتی در فرانکفورت: نقض حقوق بشر در ایران

کنفرانس مطبوعاتی در فرانکفورت: نقض حقوق بشر در ایران 03.05.2011


برگزار کننده: سازمان عفو بین الملل در فرانکفورت (امنستی)
سخنرانان و موضوع سخنرانی:
خانم خدیجه مقدم : مادران پارک لاله
خانم مونیکا ویتکوفسکی(سخنگوی امنستی در فرانکفورت) : مجازات مرگ در ایران
خانم دکترهاله عنایتی: نقض حقوق بهائیان
آقای شهاب الدین شیخی: نقض حقوق کردها در ایران
آقای دکتر مصطفی آزمایش: نقض حقوق دراویش
آقای هلموت گابل: مجری برنامه
زمان: 03.05.2011 ساعت 11 صبح
(EVA) Evangelisches Frauenzentrum, Saalgasse 15, 60311 Frankfurt مکان:
ایمیل برای تماس قبلی:
( خبرنگاران لطفا تا روز 02.05.2011 ثبت نام کنند) mail@amnesty-frankfurt.de
ورود برای همه آزاد است
بعد از ظهر همین روز از ساعت 15 تا 18 برگزاری اکسیون خیابانی "یک چهره برای حقوق بشر در ایران" در هاوپت واخه فرانکفورت از طرف امنستی ، حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت و کمیته حمایت از دانشجویان و دراویش

Pressemitteilung
IRAN KONFERENZ: „Menschen, Rechte, Freiheit“
3. Mai 2011, 11h
Evangelisches Frauenzentrum (EVA) Saalgasse 15, 60311 Frankfurt .
Seit den brutalen Menschenrechtsverletzungen nach der Präsidentschaftswahl 2009 in Iran hat die Welt Einblick in die tatsächlichen Machtverhältnisse und in die gefährliche Situation von Regimekritikern bekommen. Beispielsweise sind die Hinrichtungszahlen seit Dezember 2010 alarmierend angestiegen. Die Konferenz bietet die Möglichkeit, Informationen aus erster Hand über vielfältige gesellschaftliche Bewegungen und Gruppierungen abseits des Regimes, über Unterdrückungs-praktiken und Hintergründe der Ideologie zu erhalten.
Referenten:
Dr. Hale Enayati:Rechtsanwältin, Bahai ,Lage der Bahai in Iran
Khadijeh Moghaddam:Gründerin „Mütter vom Laleh Park“, Mitbegründerin 1 Million-Unterschriften-kampagne und ehemalige Gefangene des berüchtigten Evin Gefängnisses, Lage der „Mütter vom Laleh Park“
Monika Wittkowsky: Amnesty International Frankfurt: Todesstrafe in Iran
Dr. Mostafa Azmayesh: vergleichender Religionswissenschaftler, International Organisation to preserve Human Rights in Iran, Paris: Hintergründe des Regimes und Lage der Derwische
Shahabeddin Sheikhi: Journalist und Blogger, Mitglied der 1 Million-Unterschriftenkampagne: Menschenrechtsverletzungen an Kurden
Moderation: Helmut N. Gabel, Entwickler, mehriran.de, Hannover
Wir bitten um namentliche Anmeldung bis zum 2. Mai unter
mail@amnesty-frankfurt.de

گزارش گردهمایی گروه حامیان مادران پارک لاله اسلو شنبه .۱۶آوریل.۲۰۱۱












 " من حق زندگی دارم، فرزندم حق زندگی دارد، مادرم، پدرم، همسرم، خواهرم، برادرم، همسایه ام، دوستم حق یک زندگی آزادانه و به دور از تبعیض و عادلانه را دارند و من این حق را دارم که از حقوق تمامی انسان هایی که دوستشان دارم، دفاع کنم و هیچ کس نمی تواند این حقوق را از من سلب کند.
منصوره بهکیش
بر گرفته از سایت مادران پارک لاله "

ما حامیان مادران پارک لاله  دراسلو تلاش های هفتگی خود درجهت افشاگری قتل های روزانه در ایران، دراعتراض به نقض فاحش حقوق بشر در سطوح گسترده ، در اعتراض به صدور احکام غیرعادلانه برای حامیان مادران پارک لاله و درحمایت همیشگی از خواسته های برحق مادران پارک لاله




حامیان مادران پارک لاله اسلو






Nasrin Sotoudeh Withdraws Appeal Request After Being Told Prison Sentence Would Be Upheld

While lawyer and human rights activist Nasrin Sotoudeh was being awarded by the PEN American Center, her husband, Reza Khandan, told the International Campaign for Human Rights in Iran that Sotoudeh withdrew her appeal request after being told by interrogators that her 11-prison sentenced will be upheld by the Appeals Court.
“In my last visit with Ms. Sotoudeh, last Thursday, she told me that she wrote a letter to the Head of the Revolutionary Court on 9 April, and completely withdrew her objection to her lower court’s decision, and neither herself nor her lawyers will pursue her objection any further. So, if Ms. Sotoudeh’s withdrawal is accepted, her 11-year sentence from the lower court will be her final sentence,” Khandan told the Campaign.
“She was told, ‘we will make sure that your Appeals Court will hold the same 11-year sentence for you.’ Because her interrogators had once before told her that they would not let her get less than 10 years in prison, and the lower court trial showed that they have enough power to make the judge vote a certain way and follow through with their promise, Ms. Sotoudeh said that our efforts are futile and we won’t pursue it anymore,” said Khandan about the reasons for Sotoudeh withdrawing her request.
“After all this time, the appeals court branch for my wife’s main charge has not been determined, and despite the repeated visits to the Revolutionary Court by one of my wife’s lawyers, Ms. Parakand, the appeals court branch for her case has not been announced. Also, the lower court ruling for my wife’s other charge of ‘poor Islamic hejab’ has not been determined after all these months,” Khandan told the Campaign.
“The worst part of our visits is that the kids are sent in to visit their mother accompanied by prison guards. Despite our requests, they have never allowed us to take the kids to where their mother is and return them. Eight months after my wife’s arrest, I have not yet been able to have an in-person visit with her. Our kid’s visits with her are short and just for a few minutes,” Khandan said about visitations with his wife.
“Her psychological state is good. She has never complained about her physical state either, except the time she insisted that she has developed vision problems and \ requested to be examined by a doctor, which has not been granted till now,” Khandan said about Nasrin Sotoudeh’s physical and psychological condition.
“She remains in Ward 209. Of course she has a cellmate most of the time. Her cellmate was separated from her during the Nowruz [Iranian New Year] holidays, and she went on a hunger strike; the next day they brought in another cellmate. Most of her cellmates have had non-political charges, but the woman who is her cellmate right now has political charges,” he added.
Nasrin Sotoudeh was summoned to Evin Prison Court on 4 September 2010 and was arrested and imprisoned there. In January 2010, she was sentenced to 11 years in prison, with a 20 year ban on being professionally active and 20 a year travel ban on charges of “acting against national security,” “colluding and propagating against the Islamic Republic of Iran,” and “membership in the Defenders of Human Rights Center.” Eight months after her arrest, she remains at Evin Prison without a single day of furlough. She has two young children.



  1.  

حمله به اردوگاه اشرف را محکوم می کنیم

حمله وحشيانه نيروهای نظامی نوری المالکی به اردوگاه اشرف را به شدت محکوم می کنيم!

بامداد جمعه 19 فرودین 1390، نیروهای ارتش عراق با استفاده از سلاح های گرم و شلیک مستقیم به ساکنین اردوگاه اشرف (اردوگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق) یورش مسلحانه می برند. ساکنین بی دفاع و غیر مسلح، با دست های خالی و با چوب و سنگ به این حمله معترض شده و این درگیری ها و یا عوامل پشت پرده باعث می شود که نیروهای عراقی حمله را شدت بخشیده و برخی را با نفربر و ماشین های نظامی زیر گرفته و بقیه را به گلوله ببندند.

در این حمله حداقل 30 نفر از نیروهای مجاهدین کشته و 300 نفر مجروح و به بیمارستان منتقل می شوند که با امکانات ضعیف اردوگاه هنوز هم مشخص نیست چند نفر از آنها جان سالم بدر برده اند. خبرهای جسته و گریخته حاکی از مرگ 6 دختر جوان در بین جان باختگان است.

مجاهدین قبل از انقلاب 57 در کنار دیگر نیروهای مبارز، بر علیه رژیم ستم شاهی مبارزه می کردند و در زمان انقلاب نیز در سرنگونی شاه همراه مردم بودند، ولی پس از مدت کوتاهی مغضوب واقع شدند و رژیم تعداد زیادی از آن ها را به زندان های طویل المدت محکوم و تعداد بسیاری را نیز اعدام کرد و بقیه به کشور عراق پناهنده شدند.

در اواخر جنگ ایران و عراق، مجاهدین در قالب عملیاتی به نام "فروغ جاویدان" به ایران حمله کردند و این حمله به شدت سرکوب شد. رژیم این حمله را بهانه ای برای کشتار دیگر مجاهدین در زندان قرارداد و طبق برنامه ای از قبل طراحی شده، دست به کشتار دسته جمعی وسیعی زد که نمونه ای از "جنایت علیه بشریت" است. این کشتار از مرداد ماه سال 1367 با اعدام مجاهدین آغاز و در شهریور همان سال با کشتن هزاران نفر از زندانیان سیاسی گروه های دیگر، بخصوص زندانیان با تفکر چپ به پایان رسید. گفتنی است که تعداد زیادی از جان باختگان حتی حکم زندان شان به پایان رسیده بود و تا به حال هیچ مسئولی پاسخ نداده است که کشتار زندانیانی که از قبل زندانی شده بودند و حکم زندان داشتند، چه ربطی به حمله مجاهدین به ایران داشت.

ما به نگاه و یا شیوه مبارزاتی و عملکرد خوب یا بد آن سازمان نمی پردازیم، چون موضوع صحبت ما نیست، ولی اعتقاد عمیق داریم که روابط غیر دموکراتیک و رهبری هرمی و یک طرفه از بالا به پایین و همچنین نبود امکان نقد سازنده در آن سازمان، صدمات جبران ناپذیری به بدنه جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی ایران زده است و به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. همان گونه که این روابط و شیوه نگاه به رهبری در دیگر سازمان ها و حکومت ها را قابل پذیرش نمی دانیم و معتقدیم قدم اول در فساد و تباهی هر سازمان و نهادی، نبود روابط دموکراتیک و افقی و نقادانه در شیوه رهبری و هدایت آن سازمان است.

اردوگاه اشرف مکانی در کشور عراق است که مجاهدین خلق سال هاست به آنجا پناه برده و برای خود زندگی تازه ای را شروع کرده اند. ما از کم و کیف زندگی آنها و علت و علل نوع زندگی شان در کشوری هم مرز ایران نیز اطلاعی نداریم، ولی معتقدیم هر ایرانی حق زندگی و انتخاب شیوه زندگی در کشور خودش یا کشوری دیگر را دارد. آنها به خاطر نبود امنیت جانی در کشورشان ایران، به کشور عراق پناه بردند و آن کشور موظف بوده است که از آنها محافظت کند، نه اینکه آنها را مورد حمله قرار دهد.

کشور عراق نیز زمانی این نیروها را پذیرفت که با جمهوری اسلامی در حال جنگ بود و پذیرش این نیروها را به نفع خود می دید، ولی پس از صلح با ایران، علاقه ای به حضور آنها نداشت. ساکنین این اردوگاه از سال 1382 که کشور عراق تحت کنترل آمریکا در آمده بود، توسط نیروهای امریکایی خلع سلاح شدند و از سال 1388 که آمریکا بخش اعظم نیروهای خود را از عراق بیرون کشید، این اردوگاه تحت کنترل نیروهای عراقی در آمد و از آن زمان، مدام شاهد درگیری های مختلف بوده است.

ما مادران پارک لاله(عزادار)، ضمن ابراز تأسف از کشته و زخمی شدن انسان های بی دفاع که مورد حمله نیروهای نظامی عراقی قرار گرفته اند و ضمن همدردی با خانواده های آنها، از سازمان ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری می خواهیم که این موضوع را به طور جدی پیگیری و مورد بررسی قرار دهند و از ادامه روند کشتار جلوگیری کنند.
این حمله وحشیانه را به شدت محکوم می کنیم و خواهان رسیدگی به روند چگونگی این جنایات از طرف سازمان های مسئول بین المللی هستیم.
مادران پارک لاله(عزادار)
20 فروردین 1389

به جرم دفاع از حقوق بشر

از خودم شرم می کنم، زمانی که اجازه می دهم مدعیان آزادی و عدالت اجتماعی و مجریان قانون، به جای خدمت به مردم، دفاع از حقوق بشر را جرم تلقی کنند و من خاموش بمانم!
در پی یورش به منازل خانم ها لیلا سیف الهی و ژیلا کرم زاده مکوندی و دیگر دوستان از جمله فاطمه رستگاری نسب و الهام و نادر احسنی در تاریخ 19 بهمن سال 1388 و دستگیری و زندانی کردن شان تا اواخر اسفند همان سال، امروز شنبه 20 فروردین 1390 آنها را به دادگاه احضار کردند که پرونده شان مورد رسیدگی قرار گیرد. در این دادگاه، حکم 4 سال حبس برای خانم ها سیف الهی و کرم زاده مکوندی و 2 سال حبس برای آقای نادر احسنی در نظر گرفتند که قرار است وکلای هر یک نسبت به این حکم ها اعتراض کنند. خانم مکوندی در دادگاه می گوید: "کسی نباید به خاطر فکر و اندیشه اش زندانی شود" و قاضی مقیسه به منشی اش می گوید: "بنویس این خانم حقوق بشری است" آری چون ایشان و تمامی مردم آزاده از آزادی بیان و اندیشه و آزادی زندانیان سیاسی دفاع می کنند، جرم شان دفاع از حقوق بشر و سنگین است.
در طی این مدت نیز به اشکال مختلف ما و دیگر مادران و حامیان را تحت فشار و مورد اذیت و آزار قرار داده اند. این اذیت و آزارها شامل دستگیری، شکنجه، اعتراف گیری، احضار های دسته جمعی و فردی، تهدیدهای تلفنی، تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم، تهدید به عدم شرکت در مراسم و همدردی با مادران، تهدید به عدم شرکت در حرکت های اعتراضی، تهدید به عدم دید و بازدید، جلوگیری از حضور بر خاک جان باختگان و غیرو و هم چنین محرومیت از حق زندگی و تحصیل و کار برای برخی از اعضای خانواده های ما بوده است. نادر احسنی نیز نزدیک به یک سال حبس کشید و اواخر سال 1389 از زندان آزاد شد. در همان زمان به منزل اینجانب نیز آمدند که در منزل نبودم و یک ماه و نیم بعد که قصد سفر به ایتالیا برای دیدار فرزندم را داشتم، از فرودگاه بر گردانده شده و پاسپورتم را ضبط کردند و همچنان ممنوع الخروجم. بگذریم از بسیاری فشارهای و محرومیت های وارده به هر یک از دوستان و مادران و خانواده های جان باختگان که اگر بخواهیم تنها یک جمله از هر یک را بگوییم، می توان کتاب ها نوشت.
آری ما سی و دو سال پیش بر علیه ظلم و ستم شاهی بلند شدیم که آزادی مان را به دست آوریم، این بود آن آزادی که وعده اش را دادند؛ ما خواستیم که عدالت اجتماعی برقرار شود، این بود آن عدالت اجتماعی؛ ما خواستیم جامعه ای عاری از زور و سرنیزه و بر مبنای خواست و اراده مردم به وجود آید، این بود آن جمهوری مردم که پس از گذشت این همه سال، حاکمان نشسته بر قدرت و مجریان قانون به خود اجازه می دهند که تو را به واسطه حمایت از حقوق مردم و آزادی خواهی و رعایت حقوق بشر، مجرم به حساب آورند.
من از خودم منزجر می شوم، زمانی که می بینم تمامی مبارزات و خواست ها و تلاش ها و جان فشانی های مردم اینچنین به سخره گرفته می شود و من فریادم را در گلو خفه کنم.
من از خودم شرم می کنم، زمانی که می بینم با من و خانواده ام و دوستانم و دیگر مردمی که دوستشان دارم به اشکال مختلف تحقیر و توهین و تبعیض روا می دارند و باز من خاموش بمانم.
من از خودم بدم می آید، زمانی که می بینم خودم به دنبال گرفتن حق و حقوق شهروندی ام نیستم و اجازه می دهم که حاکمان و ناقضان حقوق بشر، به اشکال مختلف حقوقم را از من بگیرند و باز من سکوت پیشه کنم.
من حق زندگی دارم، فرزندم حق زندگی دارد، مادرم، پدرم، همسرم، خواهرم، برادرم، همسایه ام، دوستم حق یک زندگی آزادانه و به دور از تبعیض و عادلانه را دارند و من این حق را دارم که از حقوق تمامی انسان هایی که دوستشان دارم، دفاع کنم و هیچ کس نمی تواند این حقوق را از من سلب کند.

منصوره بهکیش
20 فروردین 1390

گزارش گردهمایی گروه حامیان مادران پارک لاله اسلو شنبه ۹.آوریل.۲۰۱۱








مادران پارک لاله، خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی می باشند.
مادران پارك لاله، اعدام را يك قتل سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه قتلي با هر شكل و هر نامي از جمله
سنگسار و قصاص مي باشند و خواهان لغو قانون مجازات اعدام هستند.
مادران پارك لاله، خواهان محاكمه آمران و عاملان جنایات ۳۲ سال گذشته می باشند .
مادران پارک لاله، از همه جان های بیدار و آزاده تقاضای حمایت و همبستگی داریم .

حامیان مادران پارک لاله اسلو

هفت سال است که فرزندم بدون حق مرخصی در زندان است

دادستان تهران بر اساس فهرستی که بازجوهای وزارت اطلاعات به او داده اند، جمعی از زندانیان سیاسی زندان های اوین و رجایی شهر را از سال گذشته تاکنون از حق ملاقات حضوری محروم کرده است. این فهرست که به مثابه یک دستورالعمل توسط وزارت اطلاعات به دادستان تهران ابلاغ شده، شامل فهرستی از زندانیان سیاسی محبوس در اوین و رجایی شهر است که برخی از آنان به طور دائمی از ملاقات حضوری ممنوع و برخی دیگر به صورت دوره های چند ماهه از این حق اولیه و قانونی خود محروم شده اند.
این ممنوعیت نه فقط زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات که حتی تعدادی از زندانیان سیاسی را که بیش از پنج سال در زندان به سر می برند، نیز شامل می شود. حمیدرضا محمدی زندانی سیاسی که هم اینک در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود مدت هفت سال است که از حق مرخصی محروم و از بعد از انتخابات هم ملاقات حضوری و تماس تلفنی وی قطع شده است.
مادر این زندانی سیاسی در گفتگو با وبسایت جرس می گوید:«الان سی و یک سال است که همسرم فوت کرده و یک زن شصت و سه ساله هستم و حمید رضا پسر بزرگ و سرپرستم بود. خود مسئولین زندان هم می بینند چه حال و روزی دارم و با موهای سفید فقط یک صدا از من باقی مانده و بیست و چهار ساعت در زندان اوین و دادگاه هستم. من یک مادرم و شب و روز در دادگاه و زندان و اینور و آنور هستم تا بلکه یک مرخصی به پسرم بدهند اما تا اسم پسرم را در کامپیوتر می زنند می گویند زندانی سیاسی است و دیگر جوابم را نمی دهند. چقدر برای مرخصی مراجعه کردم اما دریغ از یک جواب…. این در حالی است که مرخصی حق پسرم است. پسرم بعنوان یک شهروند زندانی حق و حقوقی دارد و باید مرخصی بیاید.»
حمیدرضا محمدی نوروز امسال نیز مشابه سال‌های قبل نتوانست به مرخصی بیاید و خانم محمدی می‌گوید بعد از انتخابات جنجال برانگیز سال ۸۸ حتی حق ارتباط تلفنی با خانواده و ملاقات حضوری نیز از او دریغ شده است. خانم محمدی می‌گوید که برای مصاحبه نکردن در مورد وضعیت فرزندش تحت فشار نیروهای امنیتی قرار دارد و می‌افزاید:«من از کسی که دلش واقعا برای ملت می سوزد، یک خواهشی دارم و آن این است که حق و حقوق این جوانها را بدهند. من که چیزی از اینها نمی خواهم فقط یک مرخصی و تماس تلفنی که حق پسر من بعنوان یک شهروند است را بدهند. بالاخره بعنوان یک شهروند یک حق و حقوقی داریم (که نداریم) یک مرخصی بدهند. پسرم که جوانی اش گرفته شد حداقل حقوق اولیه اش را به او بدهند.»
حمیدرضا محمدی  در تاریخ ۱۷ اسفند ماه ۱۳۸۳ بازداشت شد. او به اتهام ارتباط با انجمن پادشاهی ایران به ۱۱ سال و ۶ ماه زندان محکوم شده است.